خانه » جوانمرد » جوانمرد ، دوای بیداری
کاظمیان

جوانمرد ، دوای بیداری

آن مرد طبیب بود و می گفت:  جهان بیمارستانی است بی سر و سامان. هر کس بیماری دارد و هر کس دوایی میخواهید. 

هزاران هزار بیماری، افسوس، اما هزاران هزار دوا را چطور توان یافت؟ 

جوانمرد اما میگفت:  ما همه یک بیماری داریم. خواب و دوایی نیست، جز بیداری. 

بیدار شویم تا جهان بیمار نباشد. 

امتیاز به مقاله

امتیاز کاربر: 5 ( 1 رای)

همچنین ببینید

جوانمرد خوشنودی خدا را برداشت

بهشتیان در صف ایستاده بودند و نوبت خود را انتظار می کشیدند. دروازه بهشت باز …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.