نوشته های اخیر

آذر, ۱۳۹۷

  • ۲۸ آذر

    وصیت جوانمرد

    Arasp Kazemian

    اگرچه بولحسن خرقانی (جوانمرد) جان به عزارئیل نداد و جانش را به خود خدا تقدیم کرد. اما وصیتی از او همیشه در جهان جاری است. هر انسانی به اندازه عقل و فهم خود میتواند از آن استفاده کند برای وصیت کردن.  جوانمرد تمام مردم را به تقوی می خواند.  و این تقوا ترس از خداوند نیست. خداوندی که رحمتش به …

    ادامه مطلب
  • ۲۸ آذر

    رفع تعلق آغاز پرواز است

    رفع تعلق

    رفع تعلق آغاز پرواز به سوی ازلیت و ابدیت است که خدا آنجا جاریست. این کارت ماشین من هست، البته فکر کنم اولین ماشینی که خریدیم به چهارده ، پازنده سال پیش باز میگردد، یک دوو ریسر نوک مدادی بود، همین پلاک روش بود، بعد یک ۲۰۶ تیپ دو ، و بعد یک ۲۰۶ تیپ پنج نقره ای.  بیشتر خاطرات …

    ادامه مطلب
  • ۲۸ آذر

    من و دل چرکینی و پند درویش پیر

    پند درویش

    در حوالی تکیه پایین تجریش درویشی را یافتم. به طرف او رفتم و گفتم درود بر تو ای درویش، سوالی دارم. درویش ایستاد و رویش را به طرف من کرد بی آنکه چیزی بگوید.  گفتم این علی که بر عصا و کشکول و انگشتری توست، همان علی سرسلسله امامت است؟  گفت: والله که این علی همان علی است و آن …

    ادامه مطلب
  • ۱۲ آذر

    ما میدانیم آنچه میپندارند نمی دانیم

    بله به واقع ما میدانیم آنچه میپندارند ما نمیدانیم. اگر سکوت میکنیم، خر نیستیم. ملاحظه ظعف آنها را میکنیم. ما قدرت آنها را هرگز نخواسته بودیم. همین ظعف بهتر است.  واقعا برای ما مهم نیست که دستگاهی سامسونگ ۵ اینچی A3 مدل ۲۰۱۶ باشد یا سامسونگ گلکسی تب ۱۰ اینچی! برای ما فرقی نمی کند که کسی صفحات سایت ما …

    ادامه مطلب
  • ۱۱ آذر

    من و دوستم علی قسمت سوم

    آراسپ و علی دیوونه

    این قسمت صدا ندارد دیشب خواب بودم، حدود ساعت چهار شب بود. خواب دیدم که زیر یک درخت چنار دراز کشیده ام. همه جا آفتاب است ولی گرم نیست، باد می آید. بادش خنک است. از همان بادهایی که من عاشقش هستم. بادش کمی بوی چوب سوخته آتش میداد و کمی بوی علف و من نشئه این زیبایی ها شده …

    ادامه مطلب
  • ۱۰ آذر

    من و دوستم علی قسمت دوم

    آراسپ و علی دیوونه

    این فایل تقطیع شده است و آخرش حذف شده است تا طولانی نشود. پیشنهاد آخر من به دوستم به علی: اینکه با هیچ زنی ازدواج نکنه ، و هرگز گول کسی که عاشقش بوده نخوره که بسیار فریبکار هست و هشیار باشه و بره زندگیش رو بکنه که زندگی تنهایی شرف داره به زندگی با روانشناس ناخالص و دروغگو. علی …

    ادامه مطلب
  • ۸ آذر

    محیط زندگی خودتتان را گاهی انگلی کنید

    eye-of-science-anthrax

    تقریبا می توان گفت هیچ ویروس یا باکتری یا آلودگی که منجر به سرطان و مرگ و میر میشود یک شبه بوجود نمی آیند. ویروسها، باکتری ها و انگل ها مدتها در بدن شما مخفیانه زندگی میکنند و از بدن شما میخورند تا اینکه یک دفعه ظاهر شوند و کار تخریبی خود را انجام دهند.   انگل ها و باکتری ها …

    ادامه مطلب
  • ۶ آذر

    حفاظت شده: من و دوستم علی دیوونه

    آراسپ و علی دیوونه

    هیچ چکیده‌ای موجود نیست زیرا‌این یک نوشته حفاظت شده است.

    ادامه مطلب
  • ۳ آذر

    اگر تیغ عالم بنجنبد ز جای نبرد رگی تا نخواهد خدای

    َArasp Kazemian

    اگر تیغ عالم بنجنبد ز جای نبرد رگی تا نخواهد خدای خداوند خواست تا چند صباحی بیشتر در این لجن زار بمانم و برای حق با جهل و پست فطرتی و خیانت و دروغ بجنگم.  خداوند خواست تا در این مرداب کثافت بار بمانم تا    از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران رفتم از کوی تو لیکن عقب سرنگران …

    ادامه مطلب

آبان, ۱۳۹۷

  • ۳۰ آبان

    ارسال یک پست از بیمارستان شب قبل از جراحی

    Arasp kazemian

    اول اینکه پرستارها همه مرد هستند و شرف دارن به پرستار زن! دوم وقتی تبلت آوردم و فهمیدم که  میتونم تو سایت پست کنم، تصمیم گرفتم تو اینستاگرم چیزی ننویسم. و تو سایت شاید آخرین مطلبم رو تایپ کنم. خدا رو چه دیده بودی روزی که دربند برف میامد و آن الاغ که بوی دهات میداد؟ چه دیده بودی حق …

    ادامه مطلب
  • ۲۹ آبان

    آخرین پرواز پاییزی

    Arasp Kazemian

    خدافظی امروز از صبح بیمارستان بودم، کارهای بیهوشی و نوار قلب و اکو و بستری و …. وقتی اومدم خونه گفتم بذار آخرین پرواز پاییزی خودم رو انجام بدم. آخه من با دوچرخه بیشتر از اینکه رو زمین باشم رو هوا هستم. یک بار هم بدجور خوردم زمین و دست و بالم خونی مالی شد و یک دستم آنچنان  آسیب …

    ادامه مطلب
  • ۲۶ آبان

    زود باشد که سر چوب پاره سرخ کنم

    Arasp Kazemian

    الهی لک الحق ! حق ! حق ! ای کاش میدانستند که من از خدا هم نمیترسم. چراکه خدای من مهربانترین مهربانان است مگر خدایی که از مهرش بر غضبش سبقت دارد ترس هم دارد. از مرگ هم هراسم که نیست، اشتیاق هم دارم.  ای کاش می دانستند که نباید می آمند و مرا مفرد خطاب می کردند. این اولین …

    ادامه مطلب
  • ۲۴ آبان

    بچه ها دروغ را باور میکنند

    بچه ها دروغ را باور میکنند زمان کودکی ما اینها بابانئلی بود. خیلی خوشمزه تر از این خرگوشی ها، نمیدانم چرا جمعش کردند. شاید نماد غربی بود! کاغذش براقتر بود و زیباتر و رنگارنگ تر ، کاغذهایش را باز میکردم و لای دفتر و کتاب میگذاشتم و جمع می کردم. حالا دیگر مزه خرگوشی و بابانوئلی برایم مهم نیست. سالهاست …

    ادامه مطلب
  • ۲۰ آبان

    درد فهمیدن

    درد فهمیدن درد بزرگیه. البته میخواستم این رو تو دسته فلسفه و عرفان بیارم ولی دیدم این فهمیدن از اون فهمیدن فلسفی نیست و این درد از اون درد فهمیدن نیست. اون دردی نیست که انسان به جهل خودش واقف کنه. این نوعی درد دانستن است. زندگی من از سال پاییز سال نود دچار دگرگونی های بزرگی شد. حالا سالها …

    ادامه مطلب