روزانهفلسفه و عرفان

تمجید ارسطو توسط امام صادق (ع)

Imam Sadigh complementing Aristotle

تمجید ارسطو از زبان امام صادق

متن زیر بر گرفته از توحید مفضل در بزرگ خطاب کردن ارسطو توسط امام صادق است البته در یکی از جلسات خصوصی که با دکتر ابراهیمی دینانی داشتیم ایشان به این حدیث شک داشتند و استدلالشان این بود که امام معصوم پیرو ارسطو نمیتواند باشد و حتی از آن تعریف و تمجید نباید بکند. البته من خود به این گفته استادم جناب آقای دکتر دینانی باور ندارم. به نظر من ایرادی ندارد اگر پیامبر یا یکی از ائمه از بزرگی فلاسفه یونان و ایران باستان به خوبی یاد کند ولو پیرو نباشد.

امام صادق علیه السلام ارسطو را به بزرگى یاد فرموده است بدین جهت که ارسطو مردم را از برهان وحدت صنع به وحدت صانع دلالت کرده است .
سلیل نبوت و لسان الله ناطق حضرت امام جعفر صادق ( ع ) در حدیث معروف به توحید مفضل که تمام آن در جلد دوم بحار چاپ نخستین روایت شده است , جناب ارسطو را به بزرگى یاد مى فرماید که وى مردم را از برهان وحدت صنع به وحدت صانع خوانده است .

این شجره علم است که حق اهل حق را ادا مى کند , و به علم و اهل آن احترام مى گذا رد ,  دیگران را بدان تشویق و ترغیب مى فرماید , و با این که خود حجت بالغ خداست ارسطو را به بزرگى بر زبان مى آورد , و به کلام وى ارج و قدر مى نهد ,و روش اندیشه وى را مى ستاید .

فاضل شهرزورى در نزهه الارواح گوید : و یروى عنه علیه السلام(انه کان اذا کمل واحد من اهله قال له :یا ارسطا طالیس هذه الامه (ج ۱ ص ۵ ط حیدر آباد).

یعنى در خبر است که هر گاه کسى از اهل پیمبر خاتم به کمال مى رسید از زبان مبارک آن حضرت به خطاب (اى ارسطاطالیس) تشرف مى یافت.

تمجید ارسطو از زبان پیامبر

بلکه فراتر از آنچه گفته ایم باز شهرزورى در همان کتاب یاد شده ( ص ۱۰ ) , و دیلمى در محبوب القلوب ( ص ۱۴ ط ۱ رحلى ایران ) آورده اند که:گاهى که عمرو عاص از اسکندریه بر رسول خدا وارد شد از او پرسید که در آنجا چه دیده اى ؟ گفت : گروهى چند دیده ام که طیلسان در بر داشتند و حلقه حلقه گرد هم مى نشستند و مردى را به نام ارسطاطالیس لعنه الله تعالى نام مى بردند .پیامبر فرمود:اى عمرو باز ایست,ارسطاطالیس پیمبرى بود که قوم وى او را نشناختند .

در پاراگراف بالا مشخص است چیزی که گفته عمر و عاص است می باشد به ارسطو نسبت میدهد و ارسطو را لعن میکند. چنین چیزی دقیقا در تاریخ فلسفه یونان وجود دارد و اصلا به همین خاطر است که فلسفه ارسطویی را فلسفه پری پثتیک یا فلسفه مشاء می نامند. مشاء به عربی به معنی قدم زدن است و آنچه در تاریخ ثبت شده است ارسطو که برترین شاگرد افلاطون بود باغی بزرگ داشت ، در آن باغ قدم میزد یا مینشست و دانشجویان فلسفه دور او حلقه میزدند و از او سوالات می پرسیدند. از این جهت فلسفه ارسطویی را که بر پایه استدلال و برهان می باشد فلسفه مشاء می نامند، و در مطلبی که از عمر و عاص نقل شده است، به درستی به این مطلب اشاره شده است که آن را به پیامبر ارائه می کند.

ذکر این مطلب لازم است که در دنیای امروزی مسلمانان افراطی که در کشور ما هم کم نیستند همه متفق القول شمشیر از رو برای کشتن فلسفه و تعقل بسته اند  و ادعا میکنند که امامان فلاسفه و عرفا را لعن می کردند. اینان معاششان در جهل مردمان است که این مطالب جعلی را در مورد دشمنی ائمه با فلسفه و تعقل بیان می کنند.

امتیاز به مقاله

امتیاز کاربر: 4.36 ( 9 رای)
برچسب ها

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.