خانه » موسیقی » ارغنون ساز فلک رهزن اهل هنر است

ارغنون ساز فلک رهزن اهل هنر است

ارغنون ساز فلک رهزن اهل هنر است – حافظ – شجریان

از صبح شاید بیشتر از صدها بار این قطعه را گوش کردم، و این لذت مدام نمیدانم چرا روح مرا سی نمی کند تمام نمیشود و این همان شرب مدام است. به راستی اگر حافظ امروز زنده بود و  این صدای ملکوتی را میشنید چه حالی میشد! شاید ایمان می آورد که شعرش را خدا خوانده است. بدون ساز ! صدای دریا می آید! و آب ….

وقتی صدای شجریان هست دیگر چه نیازی به ساز است؟ این قطعه در دستگاه سه گاه – مخالف خوانده شده است. اوج خوانی مخالف در همه دستگاه ها بسیار دشوار است و کار هر کسی نیست. اما دستگاه سه گاه کلا یک دستگاه غم انگیز است که با شعر کاملا همخوانی دارد.

بیت اول که از حضرت مولانا خداوندگار جلال الدین محمد بلخی است.

اما مابقی قسمت هایی از غزلیات حافظ است. که من تنها یک بیت آن را به دیدگاه و نظر خودم تفسیر میکنم. بیتی که زیبایی آن در حدی است که مرا دیوانه وار شیفته حافظ و عرفان عملی این مرد میکند. در عجبم از کسانی که حافظ را بخوانند و از این ابیات ساده بگذرند و اعتراف می کنم که اوج خوانی استاد شجریان هم در این حس عجیب و غریب روحی من بی تاثیر نبوده است.

ارغنون ساز فلک رهزن اهل هنر است

ابتدا شجریان با یک بیت از مولانا در پایین شروع میکند و سپس اوج میگیرد و در اوج می خواند که : ارغنون ساز فلک رهزن اهل هنر است.  وای بر من که همین الان در حالتی میخواهم این را تفسیر کنم که در حال گوش دادنش هستم و در حالت خلصه هستم و گویی به عالم مجردات نزدیک شده ام.

ارغنون ساز فلک رهزن اهل هنر است

مشخص است گه ارغنون سازی بسیار قدیمی است و از واژه ارگانون ساخته شده است و بعدا واژه ارگ از آن اقتباس شد. در زمان حافظ ارغنون سازی مانند چنگ بوده است. صدای تارهای چنگ همان صدایی است که به گفته مولانا پرده هایش در نی پرده های انسان را میدرد.

اشاره حافظ از ارغنون ساز فلک ذات اقدس الهی است، چراکه از واژه فلک استفاده میکند. یعنی کسی که ساز تمام عالم را میسازد و آن چه کسی است جز ذات پاک الهی و خدای متعال؟  چه کسی ساز فلک را می سازد؟ و اگر ساز فلک به دست خداوند ساخته شود، دیگر سازها و دیگر هنر ها چه نقش و رنگی و نقشی در برابر این ساز دارند؟

بله در نگاه اول حافظ رندانه خدا را رهزن خطاب میکند!   رهزن که؟  رهزن اهل هنر. اهل هنر اشاره به تمام مردمانی دارد که در این عالم هنری دارند چه موسیقی ، چه شعر، چه معماری ، چه نقاشی، چه مجسمه سازی و چه هر هنر دیگری که در زمان حافظ بوده است. بله ! سازی که خدا بسازد و از طرف خدا نواخته شود رهزنی میکند.

و در این رهزنی اهل هنر خاموش میشوند. چاره ای جز خاموشی در برابر ارغنون ساز فلک ندارند. اما در مصرع دوم چه غوغایی میکند: چون از این غصه ننالیم و چرا نخروشیم. یعنی چطور میشود که از این غم ناله نکنیم که نمیتوانیم در برابر ارغنون ساز فلک قد علم کنیم! و چرا از این شادی که این زیبایی عجیب را دارد نخروشیم.  حافظ در مصرع دوم غم و شادی را توامان با هم میداند و کنار هم آورده است نوعی اجتماع نقیضین  و این همان است که ما در حکمت خسروانی ایرانی داشته ایم. غم!  غم پهلوان است ای پری ! 

و در بیت آخر باز تایید میکند:

حافظ این حال عجب با که توان گفت که ما

بلبلانیم که در موسم گل خاموشیم

من این همه  سال با روانشناسان دشمنی کردم و هنوزم با آنان دشمنم و آنان را ابله می دانم، اما مقام ابله ترین را به همان آخوندها و روحانیت متحجر نفهم میدهم که شش سال با یکی از اینها رفاقت کردم و فریب خوردم و طی چند جلسه ماهیتش برایم روشن شد. در جایی گفته بود: حافظ کل قرآن را خوانده و تنها یک کلمه فهمیده : عشق! و من اینجا توی دهن اون میزنم و میگم اون عقلی که حافظ فهمیده با عقل توی آخوند که دنبال صیغه کردن زنان مردمی فرق داره نفهم !  جای دیگری هم گفته بود که پیامبر مظهر تمامی اسماء خداوند است و حضرت علی مظهر برخی اسماء خداوند است. آنقدر نفهم است که نمیداند علی به در حظور دائم حق بوده است که گفته است : من خدایی که نبینم نمی پرستم. این دیدن نه به چشم صورت که به چشم سیرت بود و او اگر مظهر تمامی اسماء و صفات الهی نباشد نمی تواند امام باشد و از امامت ساقط است. من حرفم را زدم ، و قبلش هم میدانستم چه تاوانی خواهم داد. صابون حق را به تنم مالیدم و حق را قربانی مصلحت نکردم. آری من همان آراسپ سال نود و دو هستم. قوی تر شده ام! محکمتر و نترس تر به جنگ دروغ و کذب میروم. تنها دوستی که من در این دنیا دارم علی پورحسینی است که از دوران دبیرستان باقی مانده است و دو سال یک بار میبینمش، فرامرز هم بخاطر کثافت بازی های جنسیش به زباله دان تاریخ فرستادم ، پیش آخوند وحیدی ! البته این فرامرز بود که مانند دخترها قهر کرد. (که این هم از عجایب روزگار است) چون معمولا پسرها با دعوا و خشونت رفاقت ها را می گسلند !

امتیاز به مقاله

امتیاز کاربر: 4.91 ( 4 رای)

همچنین ببینید

عالم از ناله عشاق مبادا خالی

دلبر برفت و دلشدگان را خبر نکرد چند روزیست که حالم طوری هست که انگار …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.