فلسفه و عرفان

تنها فیلم به جای مانده از فیلسوف بزرگ آلمانی نیچه

نیچه

فردریش ویلهم نیچه

 

اگر من زره ای ای چیزی که هستم فاصله بگیرم و بخواهم به سراغ فلسفه غرب بروم، بی شک نیچه انتخاب شماره یک من خواهد. او از نظر من بزرگترین فیلسوف آزاد اندیش غرب است. البته منظور من از فلسفه غرب فلسفه ای بود که در چند صد سال اخیر در غرب شکل گرفت از مارکس و کانت گرفته تا شوپنهاور و نیچه و مارتین هایدگر و هانری کوربن. به عبارت دیگر من فلسفه یونان باستان و آن فیلسوف موحد بزرگ یعنی سقراط حکیم و شاگردش افلاطون و شاگرد وی ارسطو را جزو فلسفه غرب به حساب نمی آورم، البته قبل از سقراط هم یونان باستان فلاسفه بزرگی داشته است مانند پرمینادس و هراکلیتوس.

اما چه چیزی در نیچه بود که او را از تمامی فلاسفه غرب جدا میکند. آزاداندیشی نیچه به اندازه ای بالا بود که اندیشه های ژرف و عمیق فلسفی را محصور حد و مرز نمیکرد. برعکس کانت که فلسفه مانند متکلمان لقلقه زبانش بود تا دین مسیحیت را گسترش دهد. نیچه به دنبال هیچ دینی نبود، او با خرد و عقل خود به درجات بالای فلسفی و حتی عرفانی رسید.

کتاب خدا مرده است یکی از کتاب های بزرگ نیچه که پرده از شطحیات گویی های عرفانی وی بر میدارد. عنوانی به ظاهر کفرآمیز است ولی با خواندن کتاب در خواهید یافت که یکی از توحیدی ترین کتاب هایی که در زمینه شناخت خدا نوشته شده و از روی هیچ دینی الگو برداری نشده همین کتاب است. کتاب دیگر او کتاب : چنین گفت زرتشت حاوی جملات بسیار عمیق فلسفی و تفسیر و تعبیر آنها در حکمت خسروانی ایران باستان است.

چرا نیچه دیوانه شد؟

به گفته استاد ما جناب آقای دکتر ابراهیمی دینانی نیچه با عقل و خرد خود به وحدت وجود رسیده بود. چیزی که سیصد و پنجاه سال پیش ملاصدرا ملقب به صدرالمتالهین آن را اثبات کرده بود و عرفا نه با فلسفه که با عشق که با رسیده بودند و چه سر ها که از این شطحیات عرفانی بر سر دار رفت همچون حسین ابن منصور حلاج و عین القضات همدانی که بی پرده از وحدت وجود و مقام فانی فی الله شدن سخن رانند.

نیچه به وحدت وجود با عقل خود رسید و فهمید انسان تنها مخلوقی است که هم ممکن الوجود است و هم واجب الوجود، تا زمانی که به این دنیا نیامده است ممکن الوجود است، اما پس از ورود به این دنیا واجب الوجود میشود و هرگز به نیستی نمیرود، این مساله را درک کرده بود ولی چون ملاصدرا را نمینشناخت یا منصور حلاج را نمیشناخت نمی توانست وجود خود را انکار کند، زیراکه اندیشه های اگزیستانسیالیسم هم در او وجود داشت. همین امر باعث دیوانگی و جنون وی شد، آری هستند مردمانی در این دنیا که از شدت تعقل زیاد پا به عرصه جنون و دیوانگی میگذارند. و به قول سعدی شیرین سخن ما: ز عقل اندیشه ها زاید که مردم را بفرساید 

تنها فیلم به جای مانده از نیچه در اواخر قرن نوزدهم در تیمارستانی در آلمان

برچسب ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

بستن