جوانمرد

پند پیر به جوانمردان

آن پیرمرد همیشه خاموش بود و هرگز سخن نمی گفت. اما آن روز سخن گفت، آن روز که جوانمردان از او درباره خدا پرسیدند، درباره ی آنکه چگونه میتوان به خدا دست یاف. پیرمرد گفت: خدا هر روز چیزی به شما میدهد، تا شما را از سر خویش باز کند، تا خود را به شما ندهد. 

اما شما به هیچ به هیچ ، به هیچ چیز مشغول نشوید. 

بروید و با خدا مُصر باشید تا شما را به چیزی از سر خود باز نکند. از او تنها خودش را بخواهید. و تنها با خودش خرسند شوید. 

 

پیرمرد این را گفت و خاموش شد و جوانمردان رفتند. 

امتیاز به مقاله

امتیاز کاربر: 5 ( 1 رای)
برچسب ها

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

همچنین ببینید

بستن