ادبیاتدکلمه

جوانی ام در این امید پیر شد

نشسته ام به در نگاه می کنم

نمیشه گفت !

خوشتر آن باشد که سر دلبران

گفته آید در حدیث دیگران

نشسته ام به در نگاه می گنم

دریچه آه می کشد

تو از کدام راه می رسی؟

خیال دیدنت چه دلپذیر بود

جوانیم در این امید پیر شد

نیامدی و

دیر  شد !

آراسپ کاظمیان

میان عاشق و معشوق هیچ حائل نیست - تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز (حافظ)

یک دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا