اجتماعیروزانه

آواز پیرزن برای میرزا کوچک خان

خواندن پیرزن گیلکی برای میرزا کوچک خان

دریغ است که ایران ویران شود

کنام پلنگان و شیران شود

 

من به هیچ وجه نمیتونم ایران رو از نظر فلسفی تعریف کنم. اصلا نمیتونم بگم که ایران چیست. واقعا ایران چیست؟ و در کجای جهان واقع شده است. حدود پانزده سال پیش با پسر عموم “بهمن کاظمیان ” همان سازنده معروف آهنگ دریای مغرب سیاوش قمیشی، که در دوران کودکی ایران را ترک کرد بحث وطن را کردیم. او آن زمان گفت وطن یعنی یک مرز جغرافیایی و یک سری آب و درخت و جنگل و بیابان و دیگر هیچ. او گفت کسانی جان خودشون رو برای این چیزها داده اند به نظرش دیوانه بوده اند.

آن زمان بهمن در بحث با من پیروز شد، چون من دلیل منطقی برای پاسخ به او که وطن چیست نداشتم. امروز هم دلایل من در تعریف وطن شاید به دلیل همنشینی با یک استاد فلسفه مانند دکتر دینانی دستخوش سخنان فلسفی باشد که عوام به آن سفسطه یا مغلطه میگویند. دکتر دینانی همیشه ناسیونالیست بودن خود را انکار کرده است. به این دلیل که او بخاطر جایگاه فلسفی که در ایران دارد نمیتواند عریان سخن بگوید و طبق گفته اسلام بین نژادها برتری نیست مگر به تقوایشان. چرا ما این آیه را تفسیر نکنیم؟ چرا نگوییم این آیه برای چه قوم جاهلی نازل شده بود و تقوی را چرا عقل تعبیر نکنیم و چرا فرهنگ و هنر و شعر و ادب و موسیقی و … را معلول عقل ندانیم؟ آری دکتر دینانی، آن فیلسوف بزرگمرد فاشیست و نژاد پرست نیست ولی ناسیونالیست هست و آن را انکار میکند. ایران او نژاد نمی شناسد.

ایران من هم نژاد نمیشناسد. ایران من مرز هم ندارد. ایران من از غرب تا بعد از رودهای دجله و فرات و از شرق تا افغانستان و تاجیکستان و پاکستان و نیمی از هند گسترده شده است. اما ایران فرهنگی من ، یعنی آنچه از شعر و عرفان و حکمت و فلسفه به ما رسیده است، منطقه بیابانی طبس و اطراف آن ، اصفهان و شیراز و بلخ و غزنه و هرات است و در منطقه مرکزی ایران، زبانها و گویشهای مختلف، از فارس گرفته تا کرد و لر و آذری و گیلکی و تاتی و ….

آواز پیرزن در سوگ میرزا کوچک خان

این پیرزن رشتی با لهجه گیلکی چه زیبا در سوگ میرزا کوچک خان میجنگد. میرزایی که همزمان هم با انگلیس میجنگید و هم با روس و هم با دیکتاتوری رضاشاهی. او در جنگل های شمال و بی مریم بختیاری در زاگرس و غرب این مرز و بوم ! و ستار خان و باقر خان در تبریز ! آن زمان این کثافات ارتباطی مثل اینستاگرم و تلگرام و اینها نبود و اینان شاید اصلا از وجود هم و جنگهای چریکی هم خبر نداشتند. پس چه وجه مشترکی با هم داشتند که همه در یک زمان و در یک برهه از زمان به پا خاستند. آیا این همان حس بدون تعریف فیزیکی که در رگ و خون ماست نبوده است؟ حسی به نام ایران، ایرانی که از فارابی و ابن سینا گرفته تا عطار و حافظ و سعدی و مولانا و ابولحسن خرقانی و بایزید بسطامی و ابوسعید ابولخیر و شمس الدین محمد تبریزی و صائب تبریزی و عارف قزوینی و شاه عباس و ملاصدرا و سهروردی و عباس میرزا و امیر کبیر و سورنا و آریوبرزن و خشارشا و کوروش و داریوش به ما رسیده؟ تمامی اسم ها در آنی از ذهن من گذشت و ترتیب زمانی ندارند.

در این میان اما گویی میرزا کوچک خان شباهت بیشتری به من دارد. متولد سال ۱۸۸۰ و من متولد ۱۹۸۰ وفاتش به سال ۱۹۲۱  و فعلا هنوز صد سال نشده و ما در سال ۲۰۲۰ هستیم.

این پیرزن که در سوگ میرزا میخواند، گویی دوران میرزا را کاملا درک کرده است. این ملودی یک ملودی معروف گیلکی هست و حتی در عروسی ها و شادی هایشان از آن استفاده میکنند. اما این پیرزن زجه میزند و آن را میخواند.

قربان جانت شوم
قربان دلت شوم
برادر جان من
خواهر، حیران تو
میرزا کوچک خان
قربان تفنگ ماشه نقره ی تو
قربان چکمه ی بلغاری تو
تو چقدر می خوابی در جنگل
واسه ی ملت (به خاطر ملت)
ملت وفا ندارن (نگن اینکارو به خاطر ملت، وفا ندارن)
خواهر، بلا گردان تو
دنبال تو آمدم (گشتم)
روسها مرا گرفتند
رسوا هم شدم
ای جان خواهر
یادگار مادر
چرا آمدی (دنبالم)
تو را رسوا کردند
تو را شکنجه کردند…!

چقدر گرانسنگ بود این سر، هنوز ابهت دارد !

ما را ز سر بریده میترسانی؟!

 

نفرین بر روسیه تزاری، نفرین بر شوروی سوسیالیتی، نفرین بر روسیه دیکتاتوری

و نفرین بر کسانی که در شبکه های اجتماعی به روسی مینویسند

 

برچسب ها

آراسپ کاظمیان

میان عاشق و معشوق هیچ حائل نیست - تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز (حافظ)

‫۱۰ نظرها

  1. سلام بزرگوار مشخصات این بانو را اگر دارین برام بفرستید اسم و فامیلش . تو بعضی از کامنتها میان میگن خواهر میرزا ست.

    1. سلام ،
      متاسفانه هیچ نام و نشونی ازش ندارم. گمون نمیکنم نسبت فامیلی با میرزاکوچک خان داشته باشه. چون میرزا کوچک خان در سال ۱۳۰۰ کشته میشه، و اگر درست در همون سال این خانم به دنیا آمده باشه باید الان تقریبا ۱۰۰ سال داشته باشه که بهش نمیاد و دوم اینکه در پایان این شعر خودش میگه: تو جای پدر منی ! به هر حال گیلانی هست و شاید بین سالهای ۱۳۰۰ تا ۱۳۱۰ تا ۱۳۱۵ به دنیا اومده باشه و این نوع ترانه حماسی با توجه به اینکه ده پانزده سال از سرکوب قیام جنگ گذشته بوده سینه به سینه به این شخص رسیده و این خانم هم از کودکی خودش داستانسرایی گیلکی میکنه. ولی چیزهایی که میگه بعید هست که با واقعی باشه با قرائن تاریخی جور در نمیاد که مثلا این خانم دنبال میرزا رفته باشه و روس ها گرفته باشنش مگر اینکه بپذیریم این خانم الان بالای ۱۱۰ تا ۱۲۰ سال عمرش باشه. اما به وضوح میگه که تو جای پدر منی، و بله از نظر سنی ۱۲۵۷ به دنیا آمده و در سن ۴۲ سالگی شهید شده میتونه جای پدر این خانم باشه.

    2. به اختمال زیاد نام این زن خانم‌آقا هست و بنظر میرسه همونی هست که جدیدا آوازشون داخل فضای اینستاگزام پخش شده که دارن در دشت میخونن.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

بستن