پرش به محتوای اصلی
برچسب:
جوانمرد
جوانمرد در حوالی دروازه غیب
آذر ۲۳, ۱۳۹۷
دروازه غیب اندکی باز مانده بود. جوانمرد کنار در ایستاده بود. پنهانی داخل را نگاه می کرد و می دید…
جوانمرد و دوستی با خدا
آذر ۲۳, ۱۳۹۷
جوانمرد میگفت: عمری است که از خدا شرمنده ام، زیرا روزی ادعا دوستی خدا را کردم و گفتم: خدایا شصت…
طعام و شراب جوانمردان
آذر ۲۰, ۱۳۹۷
گرسنگی اربابی است که اگر فرمانش نبری، تازیانه ات می زند، از این رو همگان خدمتگزار اویند. نمیتوان از خدمتش…
جوانمرد ، دوای بیداری
آذر ۲۰, ۱۳۹۷
آن مرد طبیب بود و می گفت: جهان بیمارستانی است بی سر و سامان. هر کس بیماری دارد و هر…
دریای جوانمرد بی نهنگ است
آذر ۲۰, ۱۳۹۷
جوانمرد گفت: خدایا! راههای تو بسیار است، اما از هر راهی که می روم شلوغ است و پرهیاهو. من راهی…
رزق جوانمرد: نیاز و اندوه
آذر ۱۹, ۱۳۹۷
از میان این همه نصیب و این همه رزق که در جهان است، ای جوانمرد، تو چه چیزی را برگزیده…
جوانمرد با دلش سفر می کند
آذر ۱۹, ۱۳۹۷
پاهای مسافر تاول زده بود، و به دشواری قدم از قدم بر می داشت. می گفت: ببینید ای مردم، این…
جوانمردی به جان است نه به جامه
آذر ۱۹, ۱۳۹۷
مردی به نزد جوانمرد آمد و گفت: تبر کی می خواهم ، جامه ات را، تا منم نیز از جوانمردی…
جوانمرد و توانگر و درویش
آذر ۱۰, ۱۳۹۷
درویش جامه ی پشمین داشت، کلاه چارترک داشت، کشکول داشت، خدا را نداشت. اما توانگر لباس ابریشمین داشت، قصر هزار…
روایت نهم: عرش خدا بر شانه های جوانمرد
آبان ۹, ۱۳۹۷
جوانمرد گفت: خدایا! نماز می خوانم و روزه میگیرم. حج می روم و زکات می دهم. انفاق می کنم و…
روایت هشتم: هر روز جوانمرد عید است
آبان ۳, ۱۳۹۷
مردی به زیارت میرفت. جوانمرد به او رسید و پرسید: کجا میروی؟ مرد گفت: به زیارت میروم. به دیاری. جوانمرد…
روایت هفتم : جوانمرد دو شراره ای بر جان و جامه
آبان ۱, ۱۳۹۷
جوانمرد دو شراره ای بر جان و جامه شراره ای بر جامه ی مرد نانوا افتاده بود. بی تاب شده…
روایت ششم جوانمرد در روزگار رسول
مهر ۲۷, ۱۳۹۷
کسی بود که مدام به حسرت میگفت: کاش زودتر زاده شده بودم. کاش پیامبر را دیده بودم. کاش به خدمت…
روایت پنجم از مردی تا جوانمردی
مهر ۲۷, ۱۳۹۷
روزی مردی پرسید: نشان جوانمردی چیست؟ جوانمردا گو تا ما هم مردی مانرا جوانمردی کنیم! جوانمرد گفت: کمترین نشان آن…
روایت چهارم جوانمرد از خشکی ماهی میگیرد
مهر ۲۷, ۱۳۹۷
گفتند آن مرد ماهی گیر است، آن مرد از دریا ماهی می گیرد. گفتند: آن مرد کشاورز است، آن مرد…
روایت سوم – جوانمرد جهانمرد است
مهر ۲۷, ۱۳۹۷
اکر خاری به پای کسی برود، کسی که آن سوی دنیا زندگی می کند، آن خار به پای جوانمرد فرو…
روایت دوم – بر سفره ی جوانمرد
مهر ۲۷, ۱۳۹۷
اگر گرسنه ای تنها بر سفره ی جوانمرد بنشین، او نام تو را نخواهد نپرسید. اگر غریبی و گمشده، تنها بر سفره…
روایت یکم- بامداد جوانمرد
مهر ۲۷, ۱۳۹۷
عالم هر بامداد که بیدار میشود، در جستجوی علم است، می رود تا علمش را افزود کند. زاهد هر بامداد…
روایت آغاز جوانمرد
مهر ۲۷, ۱۳۹۷
پدرم مردی بازرگان بود. گوگرد پارسی به چین می برد و کاسه ی چینی به روم. دیبای رومی به هند…
جوانمرد نام دیگر تو
مهر ۲۷, ۱۳۹۷
جوانمرد! چندان که توانی از مال و جاه و از قلم و زبان از هیچ کس دریغ مدار که وقت…
←
۱
۲