فلسفه و عرفان

چرا اکثر فلاسفه مخالف دموکراسی هستند؟

چرا اکثر فیلسوفان و عقلای عالم مخالف دموکراسی هستند

چرا فلاسفه مخالف دموکراسی هستند؟

پاسخ به این سوال چندان سخت نیست. در تمام ادوار تاریخ دموکراسی یا مردم گرایی زیان های وحشتناکی را به بشریت وارد آورده است.

نه تنها فیلسوفان بلکه هر کسی که عقل در سرش باشد می فهمد که آنچه ما دموکراسی و مردم گرایی می نامیم چیزی جز خسران و بدبختی در جوامع نداشته است. چیزی که ما با عنوان دموکراسی از آن یاد میکنیم نه آزادی بیان مردم بلکه صندوق رای است و تعیین سرنوشت مردم در پای صندوق های رای.

افلاطون: دموکراسی حکومت خران بر عاقلان است.

افلاطون معتقد بود که دموکراسی حکومت خران بر عاقلان می باشد. اگر بخواهیم سخن افلاطون را ریشه یابی کنیم باید به شرایط زمان افلاطون و استادش سقراط که شاید اولین شهید راه حقیقت بود بپردازیم.

جالب است بدانید که از سقراط که ما او را با عنوان پدر فلسفه و ابوالفلاسفه می نامیم هیچ نوشته و دست خطی به ما نرسیده است. تمام رساله هایی که به نام سقراط به دست بشر امروز رسیده است توسط شاگرد او یعنی افلاطون از اندیشه های سقراط نگاشته شده است.

سقراط مردی بود که در کوچه های آتن راه میرفت و از مردم و جوانان سوالاتی میکرد.

سوالات بنیادی که چرا به این دنیا آمدیم؟ از کجا آمده ایم؟ بعد از مرگ چه میشویم؟ جوانان پاسخی برای سوالاتش نداشتند به ناچار تشنه حقیقت میشدند و دورش حلقه  میزدند و جویای حقیقتی میشدند که مغایر با سیاست آن روز رم و یونان باستان و خدایگان رم بود.

وجود واجب الوجود و پرستش خدای یکتا و معاد پس از مرگ چیزهایی بود که سقراط به جوانان آتن میگفت و آنان را آگاه میکرد.

کشده شدن سقراط

سقراط به جرم گمراه کردن جوانان آتن از خدایگان روم و آتن به خدای یکتا که دیده نمیشود محکوم شد. محکومیت سقراط نه توسط سزار و امپراطوری خودکامه بلکه توسط مجلس سنای یونان صورت گرفت.

پس از تفهیم اتهام به سقراط، در یک دادگاه کاملا دموکراتیک به سقراط اجازه دادند تا از خود دفاع کند، دفاعیات سقراط مجلس سنای یونان را قانع نکرد و حکم اعدام سقراط با اکثریت آرا در یک مجلس دموکراتیک رای آورد و سقراط زندانی شد تا اعدام شود. گروهی از دوستان و دوست داران سقراط شرایطی را برای فرار وی از زندان فراهم کردند ولی سقراط نپذیرفت و در نهایت با نوشیدن جام زهر به عمر وی پایان دادند.

دموکراسی از دیدگاه دین و قرآن

اگر بخواهیم پا را فراتر بگذاریم و جایگاه دموکراسی را ادیان ابراهیمی مطالعه کنیم، در هیچکدام تعیین سرنوشت و حکومت به دست مردم سپرده نشده است. بلکه در قرآن به صراحت آمده است که: هر آنچه در زمین و آسمان است از آن خداوند است و خداوند از آن خود به کسانی که لایق هستند امانت میدهد.

از طرفی در قرآن بسیار آمده است که ما این آیات را برای مردم آوردیم ولی با این حال : اکثرهم جاهلون ، اکثرم لایعقلون، اکثرم لایعلمون، اکثرهم لایشعرون . یعنی اکثر مردم جاهلند، اکثر مردم تعقل نمی کنند و نمی دانند و حتی قرآن از کلمه لایشعرون استفاده کرده، یعنی اکثر مردم شعور ندارند.

بنابراین طبق آنچه در کتب دینی آمده ، اگر عقلای عالم و جاهلین را در دو کفه ترازو بگذاریم ، کفه نادانان سنگینی میکند.

برهان عقلی بر ناکارآمدی دموکراسی

شاید تنها جایی که در آن یک برابر یک نباشد دموکراسی است. فرض کنید که شما یک فرد تحصیل کرده در رشته علوم سیاسی هستید و مدرک دکترا دارید، برای انتخابات ریاست جمهوری یک رای دارید، و اگر دو پیرزن بی سواد که حتی سواد خواندن و نوشتن ندارند، و نمیتوانند امضا کنند و جای آن فقط به انگشت زدن اکتفا میکنند در برابر شما و علمتان قرار بگیرند ، یک رای آن پیرزن بیسواد رای شما را خنثی میکند و رای دوم توسط پیرزن بیسواد دوم رای شما را میخواباند. آیا به راستی یک برابر یک است؟!

در مملکت خودمان هم بارها انتخابات بود است و ما دیده ایم که چطور با گونی سیب زمینی و وعده های عوام فریبانه و ۴۵ هزار تومان پول یارانه رای مردم را خریده اند و بر گرده آنان سوار شده اند. اما این تنها مربوط به ایران نیست. برخی میگویند در کشورهای متمدن این قضیه متفاوت است ولی بنده کاملا با این سخن مخالفم و معتقدم که دموکراسی در همه جای دنیا فساد آور است. به عنوان مثال در قضیه خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا که به برگزیت معروف است خود مردم رای دادند، تونی بلر استعفا داد و ارزش پول بریتانیا یعنی پوند نسبت به یورو سقوط وحشتناک کرد و مردم تازه فهمیدند که چه غلطی کرده اند. تظاهرات بسیار زیادی برگزار شد. یا در مورد آمریکا بسیاری از افرادی که ترامپ را انتخاب کردند تنها چند هفته بعد تظاهرات ضد ترامپ برگزار کردند.

جایگزین دموکراسی چیست؟

بسیاری از افراد پس از آنکه میفهمند از افلاطون تا ارسطو و فیلسوفان اسلامی و غربی در شوپنهاور و کانت گرفته تا نیچه و مارتین هایدگر همه مخالف دموکراسی هستند. فریاد کشیدند:

پس چه جایگزینی برای دموکراسی دارید؟ 

پاسخ: هیچ ! تنها پاسخ قانع کنند دیکتاتوری و پادشاهی ملایم است . که این هم تقریبا خیلی کم اتفاق میوفتد امروزه کشورهای دیکتاتوری مثل کره جنوبی با خودکامگی دیکتاتورهای قدرت طلب کشور های خود را به ورطه نابودی می کشانند. شاید در تاریخ ایران اگر بررسی کنیم، حکومت کوروش کبیر نوعی دیکتاتوری ملایم بود و بعد از آن حکومت شاه عباس کبیر با اینکه شاه عباس با دربار خود بسیار خشن و مقتدر عمل میکرد، با مردم شهر بسیار مهربان بود و با لباس مبدل بسیار در کوچه اصفهان میچرخید و همه چیز را شخصا زیر نظر داشت و در آن زمان اصفهان اوج هنر معماری و علوم دیگر مثل فلسفه و حکمت و ….. بود.

 

 

امتیاز
برای امتیاز به این نوشته کلیک کنید!
[تعداد: ۱   میانگین: ۵/۵]
برچسب ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

بستن