موسیقی

سید بشیر حسینی مایه ننگ شبکه سه

دکتر سید بشیر حسینی داور نادان و بی سواد

نظر من در مورد برنامه استعداد یابی عصر جدید

من کلا با این برنامه در ایران مخالفم. بیشتر توی اطاق خودم هستم مگر زمانی که خواننده ای بیاید و سنتی بخواند آن وقت است است که من گوشهایم تیز میشود.

بلافاصله می آیم و برنامه را آنالیز میکنم. من قبلا کلیه اجراهای پارسا خائف را دنبال کردم و پیش از فینال من بر خلاف بقیه افراد که او را در مقام اول میدیدم پیشبینی کردم که پارسا خائف اول نخواهد شد. مقاله پارسا خائف را میتوانید اینجا بخوانید. من گفتم اگر آرایش غلیظ همایون را بخواند حتما رای نخواهد آورد. او پسر بسیار زیرکی بود، زیرک! نه از نوع مثبت بلکه از نوع منفی، بسیار ریاکارانه سخن میگفت و میگفت که پدر بزرگش گفته است این لطف هذی من فضل ربی است ! که این را به خدا به او عطا کرده است.

استاد گرانقدر حسین علیزاده  از برنامه عصر جدید در حوزه موسیقی انتقاد کرد و گفت که این برنامه استعداد های جوانان را نابود می کند. او چیزی را در خشت خام میدید که هیچ کدام از عوامل این برنامه در آینه نمیدیدند. شهرت و معروف شدن در آن سن برای یک نوجوان که هنوز پشت لبش سبز نشده از زهر خطرناک تر است و اخیرا شنیده ام که از پارسا خائف خواسته اند که در برنامه یا همایشی بیاید و قطعه ای را اجرا کند و او مخالفت کرده و گفته است که بیست میلیون تومان میگیرد تا این کار را بکند. همین یعنی مرگ یک هنرمند !

دکتر سید بشیر حسینی کیست؟

فارغ از اینکه او سوپاپ اطمینان برنامه عصر جدید است باید به این مطلب اشاره کنم که او که دائم لقب دکتر دکتر به او میبنند از دوستان علی فروغی مدیر جوان و بی سواد شبکه سه سیما (در قیاس با شخصی مثل فردوسی پور) است کسی که بخاطر یک بحث و جدل بعد از بیست سال برنامه ۹۰ عادل فردوسی پور را قطع کرد. حضور بشیر حسینی در برنامه بی ارتباط با این مسائل نیست. در فصل گذشته هم دو خواننده کرد بودند که بخاطر اینکه شیعه نبودند توسط وتوی آقای سید بشیدر حسینی حذف شدند، چون هر سه داور بعد از رای نهایی اعلام کردند که داشت دعوا میشد و آخر سر سید بشیر حسینی رای خود را تحمیل میکند و آن دو خواننده قادر و توانا را به این دلیل که سنی بودند حذف کرد.

کلمه کلیدی سید بشیر حسینی: زبان بدن و Body Language است و اگر این مسائل بصری را از او بگیریم مانند این است که کلمه لیبرال یا لیبرالیسم را از حسن عباسی گرفته باشیم، زبانش الکن میشود و دیگر نمیتواند سخن بگوید.

اما در مورد دیشب یک جوان از ابهر آمد، و یک اجرای موسیقی سنتی که هر کسی از عهده اجرایش بر نمی آید اجرا کرد ولی به دلیل اینکه چیزی که میخواند از خواننده ی زن مرضیه بود مورد عنایت شمشیر شریعت سید بشیر حسینی قرار گرفت و رای منفی گرفت. با توجه به اینکه مرضیه نیز مدتی در سازمان مجاهدین خلق بود، این افراد که خروجی دانشگاه امام صادق هستند این مسائل را بر نمیتابند.

خودتان برنامه هفت اسفند را نگاه کنید و به واکنش داوران پی ببرید، پس از گفتن نظرش اولین تو دهنی را خانم رویا نونهالی به وی زد و پس از آن آریا عظیمی نژاد به وی تاخت:

وراجی و یاوه گویی داوری نیست

ای کاش کسی میتوانست به عوامل این برنامه بگوید که در تمام دنیا تمامی داورهای استعداد یابی خودشان در رشته ای هنرمند هستند. هیچ کجای دنیا یک نفر وراج و حراف و که جز پرت و پلا گفتن چیزی نمیداند و هنری ندارد به عنوان داور نمیگذارند. حضور بشیر حسینی در این برنامه کاملا سیاسی است.

آریا عظیمی نژاد

آریا عظیمی نژاد اگرچه با حرف ترکاشوند موافق بود که در موسیقی سنتی میتوان چشم ها را بست و حرکت خاصی نداشت اما گفت در موسیقی پاپ این حرکات می تواند باشد. البته من با نظر آریا عظیمی نژاد هم مخالف هستم. مثلا فرهاد یا داریوش که بزرگترین خوانندگان پاپ ایران بودند در روی صحنه کار خاصی انجام میدادند.  حرف خود پوریا که خواننده این قطعه بود کاملا درست تر از حرف آریا عظیمی نژاد بود. موسیقی شنیدنی است ، دیدنی نیست !

اگر سید بشیر حسینی موسیقی بصری میخواهد رقاصه های شهر زیادند !

اینکه او می گوید موسیقی را یک بسته میبیند، یک کلام ابلهانه و خرانه است. شاید این به این دلیل باشد که او علاقه بسیاری به حرکات بدن در هنگام خواندن دارد و این بیت حافظ شامل ایشیان میشود که :

واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می‌کنند

چون به خلوت می‌روند آن کار دیگر می‌کنند

رقص را آزاد کنند تا ببیند این دختر های کوچه و خیابان شهر چطور از سید بشیر حسینی دلبری خواهند کرد !

او نمی داند که در برنامه های جشن هنر شیراز تمام خوانندگان سنتی دور هم مینشستند و می خوانند، او هرگز سید خلیل عالی نژاد را ندیده است و محبوبیت او را نمیداند، او هرگز محمد رضا لطفی را ندیده است که با پیراهن و شلوار سفید بدون جوراب می آمد و با تار خود اجرا میکرد ! البته احتمالا استاد لطفی هم یا بخاطر نشان دادن تار ، یا بخاطر پای برهنه یا نداشتن ساعت در دستش از ایشان با عشق  ضربدر قرمز میخورد ! و این فرد نمیداند که موسیقی سنتی ایرانی غمی نهفته دارد که در تاریخ چند هزار ساله ما با حکمت و فلسفه آمیخته است، او شاید فارابی را فقط نویسنده عربی کتاب الحروف ارسطو بداند یا یک شاعر فارسی، اما هرگز نمیداند که او یک موسیقی دان بود. پای برهنه لطفی نشان از عدم تعلق او به هر چیزی جز سازش است. و هنگامی سازش را میزد گاه سری تکان میخورد ناخود آگاه و نگاهی به آسمان میکرد، مخاطب اصلا در نظر لطفی حضور نداشت و این چیزی است که یک دانشگاه امام صادقی که محصول انقلاب به فنا رفته است نمی تواند درک کند.

سیاست دکتر بشیر حسینی  بایکوت بایکوت

شما اگر به کارنامه هنرمندان قدر و غول های هنر ایران نگاهی بیاندازید، آنها اصلا صدا و سیمای جمهوری اسلامی را پشیزی حساب نمیکنند. یک طور کسر شان میدانند، از سال ۸۸ استاد شجریان که صدا و سیما را کنار گذاشت و بعد از آن، یکی یکی استادان بزرگ مثل حسین علیزاده، شهرام ناظری، کیهان کلهر و … شما اینها را که موسیقی ایرانی میخوانند هرگز در صدا و سیما نمی بینید. وقتی آنها صدا و سیما را بایکوت میکنند، صدا و سیما هم آنها را بایکوت میکند، و حتی شده ربنای شجریان را که خود شجریان گفت چون این به مردم ایران تعلق دارد صدا و سیما میتواند برای مردم پخش کند را هم پخش نمیکنند، درست مثل صحبت سید بشیر حسینی که با وجود احترام به داوران دیگر ، یعنی هم سه داور دیگه و هم ترکاشوند به عنوان یک خواننده و … من محکم پای خودم هستم. این همان دیکتاتوری توام با دگماتیسم است.

من هرگز نمیگویم که سید بشیر حسینی با رانت و پارتی بازی فروغی که رفیق گرمابه و گلستان وی است به عصر جدید آمده، بلکه میگویم اصلا گماشته صدا و سیما هست برای این تصمیمات. البته مردم هم اگرچه اکثرشان به فرموده قرآن از جاهلین هستند، ولی همان اندک مردم عاقل میفهمند.

ممکن است بپرسید چرا به پارسا خائف رای داد؟ جواب در یک جمله اینکه او یک بچه بود و فکر نمیکرد به این اندازه در بین مردم محبوب شود، اگر رای منفی میداد مردم زیادی را از خود متنفر کرده بود. پس در آن مورد با سیاست عمل کرد.

در آخر باید گفت که زور هنرمندی مانند آریا عظیمی نژاد ، هرگز به جهل عوام نمیرسد. عوام بیشتر به ابتذال گرایش دارند. کارهای گروهی، شلوغ بازی، بزن بزن، سیرک و مسخره بازی و لودگی! ذات هنر در این کشور گم شده است. در مملکتی که صدای ربنای شجریان حرام است، امثال سید بشیر حسینی مانند قارچ رشد میکنند.

در پایان داستانی را از استاد گرانقدرم جناب دکتر ابراهیمی دینانی نقل میکنم:

یک بار در کلاس خصوصی بحث در مورد یک شخصیت مومن افراطی که سیصد سال پیش فوت کرده بود شد، و دکتر دینانی با دلیل و منطق ثابت کرد که او نادان است و ناگهان فریاد زد: ولله خر بود !  اگر اسلام چیزی است که او گفته من مسلمان نیستم. بعد هم گفت: آیا خر را کتک میزنند که خره؟ نه! خره دیگه! کتکش نمیزنند. اگه زنده بود اینجا الان میشستیم باهاش چای هم میخوردم ولی بهش میگفتم خری !

وَالسَّلَامُ عَلَى مَنِ اتَّبَعَ الْهُدَى

آراسپ کاظمیان

۸ فروردین ۹۹

 

امتیاز به مقاله

امتیاز کاربر: ۴.۳۸ ( ۴ رای)
برچسب ها

‫۳ نظرها

    1. متاسفانه همونطور که نوشتم گرایش مردم به ابتذال بیشتره تا هنر، آتیش بازی، سیرک، بند بازی، و متاسفانه پوریای عزیز به دلیل پدرسوخته بازی دکتر بشیر وراج حذف شد. ما هم انتظار نداریم که موسیقی ایرانی رو همه درک کنند. مهم اینه که من خودم چی گوش میدم، حالا بقیه میخوان تتلو گوش بدن، خب بدن. به من چه! من باید بنویسم تا بمونه.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

بستن