Home » Tag Archives: غزل

Tag Archives: غزل

داغ سودا ی توام سر سویدا باشد !

  امروز عصر بیست و ششم فروردین نود و شش، در هوای ابری تهران حالی دست داد که سمت دیوان حافظ رفتم و آن را باز کردم. شعری که آمد چه زیبا حال و هوای درونی من رو توصیف میکرد. خیلی سریع میکروفون را نصب کردم و شعر را دکلمه کردم، تا بماند این حال هوا، ثبت شود در روزگاران. …

ادامه مطلب

اولین غزل سروده خودم در یازدم تیر نود و پنج

  عاقبت مکرر خواندن و اندیشیدن در دیوان شمس و عشق عرفانی مولانا به شمس الدین محمد تبریزی (الشمس الحق تبریزی) شد این غزل که در ساعات قبل از اذان صبح بامداد جمعه یازدهم تیر ماه یک هزار و سیصد و نود و پنج از درون من جوشید. بین من و او غیری نشاید حتی اگر باد صبا نامه رسان من …

ادامه مطلب