خانه » دشمنی با روانشناسی » آخرین پست دشمنی با روانشناسی

آخرین پست دشمنی با روانشناسی

دیالوگ نفس عاقل من با نفس احساسی من

زود باش آراسپ امروز ۱۵ آبانه! یادته؟ قدیما ؟ سه شنبه ها؟ همه اتفاقای خوب سه شنبه ها می افتاد. حالا هم تو فقط سه شنبه ها میتونی بری و دکتر دینانی رو ببینی، مردی که بوی ملاصدرا میده، بشینی باهاش حرف بزنی، حرفهاش رو بشنفی. صداش رو ضبط کنی. امروز هم ۱۵ آبان نود و هفت بود دیگه. زود باش این سه شنبه رو هم ضبط کن.

اما صبر کن ببینم، واسه کی داری میجنگی ؟ اصلا با کی داری میجنگی؟ با کدوم روانشناس خاص؟ این همه خیانت از هر نوعش که بگی! این همه دروغ و کذب از هر نوعش که بگی، د بسه دیگه لامصب! تو چرا انقدر ضعیف النفسی؟  چرا هی میخوای ثابت کنی که روانشناسا خرن، چرا میخوای ثابت کنی که حیوونن ! میخوای کیو از جهل در بیاری؟ یکیشون که معلوم الحاله و اونیکی هم سرش تو آخور همونه. سالهاست ! چه کسی قراره حق رو به تو بده پسر؟  مرد؟  جوانمرد؟ همون سال نود و دو نفهمیدی که این دو تا با هم تبانی کردن با یه دروغ که زمینت زدن؟ پسره ی احمق !

چرا دیگه پست های ابولحسن خرقانی رو نمیذاری؟ چرا میخوای بگی که روانشناسا بهت خیانت کردن؟ چرا میخوای بگی کثیفن؟ لجنن؟ آشغالن؟ هرزه اند؟  اونها زورشون به تو میچربه. همیشه زور جهل و حماقت بیشتره، زور دروغ بیشتر از صداقته. هفت ساله داری چوب صداقتت رو میخوری، از زن روانشناس فرامرز که با یه روانشناس دیگه رو هم ریخته اند تا یه کذاب که هفت سال به تو دروغ گفت؟ د بسه دیگه لامروت . این پست آخرت رو هم بذار و برو !  دشمنی با روانشناسی رو از تو صفحه اصلیت بردار!  مردانه بباز ! تو باخته ای آراسپ؟ ولی نه به مردان جنگی و قدر ! نه! تو به احمق هایی که تو ماشینشون عشوه میان، به کسونی که عشقشون شمع فوت کردن و تولد گرفتنه.

به کسونی باختی که اخلاص رو نمیفهمیدن، به کسونی باختی که اخلاصشون در خیانت خلاصه میشد. عاشق دیده شدن بودن. مگه به کی باختی که انقدر آشفته ای؟ چرا انقدر ضعیف شده ای آراسپ؟ یه روزی یه خری اومد و خرت کرد، میخواستی خر نشی! تو رو با داییش مقایسه کرد! میخواستی خر نباشی! گول نخوری. دل نبازی. مقصر خودتی پسر. هفت سال مثل آدم زندگی کردی و اونها از هر کثافت کاری دریغ نکردند. بعد تو فهمیدی و چهره هاشون رو تو شبکه اجتماعی دیدی؟ چی شد؟ رگ غیرتت زد بالا؟ واسه کی؟ واسه چی؟ اون که قبل از تو هم گفته بود تو چه خونواده ای بزرگ شده بود. تمام اون چادر چاقچور و هد بند و آستین هم واسه خر کردنت بود. خاک بر سرت آراسپ! بذار فایل آخرت رو و برو که دیگه داره حالم ازت به هم میخوره. برو مرد باش و بگو گور پدر همشون از دم. برو و بگو مردانه باختم، صادقانه باختم.

امتیاز به مقاله

امتیاز کاربر: 4.94 ( 5 رای)

همچنین ببینید

اعتراف روانپزشکان منصف آمریکایی

روانشناسی و روانپزشکی نقاط مشترک بسیاری دارند. اولین نقطه مشترک آنان، در تشخیص و Diagnosis …

۴ نظرات

  1. این باختن نیست یک پیروزی مقتدرانه و کاملا پاک است. تبریک میگم بالاخره رسیدید به اینجا ، هر چند زمان زیادی برد اما مطمئنا برای چون شمایی خیلی چیزها به همراه داشته است. چقدر خوب شد که این علف های هرز رو از مسیرتون کندید. خوشا به سعادت تون که در کنار خودتون و بزرگی چون حکیم دینانی به لذت های وصف ناپذیری دست خواهید یافت. مبارک باشد این پیروزی

    • سپاسگزارم خانم زارعی. اما همیشه تا آخرین نفس یک حسرت در من باقی می ماند که همان هزره گیاه هم میتوانست یک درختی تنومند شود. می توانست. نگذاشتند و نخواست.

  2. خدا حفظتون کنه ❤

    • خدا شما را هم حفظ کند که با اینکه سالها کتب روانشناسی خواندید نفسی بزرگ داشته اید و روحی آزاد اندیش ، و بدانید که مقصدی وجود ندارد، همیشه راه هست و سیر و سلوک و امیدوارم در مسیر این سیر و سلوک به درد (آرامش) به هجران (عشق) و در نهایت به وصال یار که او معشوق واقعیست برسید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.