خانه » روزانه » پیانوی من خداحافظ

پیانوی من خداحافظ

وقتی ده سال پیش این پیانو رو خریدم خیلی ذوق داشتم. فکر کردم با کمی تمرین شوپن میشم. نمیدونم اونموقع چه زیبایی از پیانو درک میکردم! که الان اون زیبایی رو درک نمیکنم. چند سال بعد دهه نود شروع شد و انقلابی در درونم! باز هم نمیدانم که زیبایی را در چه میدیدم که الان نمیبینم. حال سوال اینجاست! آن زمان که من زیبایی را میدیدم و شیفته و عاشق میشدم و برای عشق هر کاری میکردم خوب بود یا حالا که همان چیزها را میبینم و زیبایی نمی بینم و هر چه میبینم دروغ و پلیدی و زشتی است؟ آیا من هم در حرکت جوهری ملاصدرا به سمت عقب حرکت میکنم؟

شاید! شاید هم نه. چون زیبایی های دیگری یافته ام. حالا دیگر عشق من از صورتی زیبا آغشته به نور خورشید و سبزی چناران، به خود چناران و گیاهان تغییر کرده است. در اتاقم کلی گیاه کاشته ام و آب دادن به آنها در معرض نور قرار دادنشان، عوض کردن خاکشان بهم روحیه خوبی میدهد. نمیگویم انرژی چون انرژی مادی است و من شاگرد دکتر دینانی هستم! روحم را این عشق ارضا میکند. مخصوصا آن گیاه فیتونیا که زمانی که سه هفته در ترکیه بودیم خشک شد و من هنوز بعد از چند ماه در تلاشم تا آن را در کیسه بخار احیا کنم. و توانسته ام جوانه های جدیدش را ببینم. او زنده شده است. smiley

آن عشق کلان خرد شده در عشق های کوچکتر، حالا از برگ و نبات به همان “نور” خواهم رسید. که والله النور السماوات و الارض ، به حکمت الاشراق سهرودی ، خواهم رسید. 

همینطور عشقم به مهجبین خانم ، من مهجبین را در آغوش میگیرم، گاهی میبوسمش. واقع مهجبین نام شایسته ای برای اوست. تارم را میگویم. اسمش را گذاشته ام مهجبین. آنقدر که زیباست ، آنقدر که غم دارد، زخمه هایی که آرام بهش میزنم، ناله غم انگیزش پرده های دل را ما پاره میکند. به قول صائب تبریزی: آن نخل ناخلف که تبر شد ز ما نبود/ ما را زمانه گر شکند، ساز می شویم.

اما نه گیتار برقی، نه گیتار آگوستیک، نه پیانو، نه این قرطی بازی های عوامانه که من خودم روزی گرفتارشان بودم. بهتر است بگویم : ما را زمانه گر شکند تار میشویم.

یک زمانی یک سازی توسط عارف و سالک راه خدا محمد رضا لطفی نواخته میشود یا حسین علیزاده، یک زمانی یک ساز توسط یک سری آدم مبتذل و هرزه. یک زمانی یک نفر آن قدر مقید است که قبل از دست زدن به سازش وضو می سازد، یک زمانی یک نفر قبل از رفتن سراغ گیتارش عرق میخورد تا مست کند!  با یک ساز مانند حیوانات بالا و پایین می پرند و میرقصند، و با یک ساز چنان به وجد می ایند که مروارید و در و گوهر از گوشه چشمانشان صورتشان را خیس میکند و عصاره قلبشان بر چشمانشان جاری میشود.  یک زمانی بوسه بر انگشتان پیانیست آماتور میزنند، و یک زمانی شاعری چون سایه میگوید:

پیش ساز تو من از سحر سخن دم نزنم

که زبانی چو بیان تو ندارد سخنم

ره مگردان و نگه دار همین پرده ی راست

تا من از راز سپهرت گرهی باز کنم

چه غریبانه تو با یاد وطن می نالی

من چه گویم که غریب است دلم در وطنم

دنبال بوسه بر انگشتان دستم بر کلاویه های پیانو نبودم که هنوز انگشت سوم دست راستم رد بریدگی کارخانه شیشه را دارد! و به من گفته شد که من مریضم! مانند زن فرامرز که به فرامرز میگفت تو مریضی و با استادش روی هم ریختند !  کاش زیبایی مضرابی بر تاری درک میشد و غمی که درونش نهفته بود. 

از پیانو و کسانی که پیانو میزنند متنفرم و گذاشتمش واسه فروش، امیدوارم به زودی این تکه آشغال صد و ده کیلویی هم به زباله دان تاریخ فرستاده بشه. من همان آراسپم که گفتم انسانها درخیال هم خیانت میکنند و یک زمانی از یک تکه پلاستیک و آهن و خازن و ترانزیستور به اسم لپتاپ متنفر شدم. حال چطور از پیانوی خودم متنفر نباشم.  در اوایل دهه نود یک قطعه کوتاه از یکی از آهنگ های شوپن را میزدم که در یوتیوب فیلمش موجود است، مخصوصا پاکش نمیکنم که در آینده بدانم که چقدر خر بوده ام ! 

به مقاله رای دهید

امتیاز به مقاله

امتیاز کلی

امتیاز کاربر: 4.95 ( 12 رای)

همچنین ببینید

بچه ها دروغ را باور میکنند

بچه ها دروغ را باور میکنند زمان کودکی ما اینها بابانئلی بود. خیلی خوشمزه تر …

۲ نظرات

  1. سلام استاد،

    من در کلاس های شما در درس اصول و قواعد فلسفی در خیابان یزدان پناه در جردن شرکت میکنم. این هفته مقدمه ای که شما بر کتاب الحروف فارابی داشتید ، من را شیفته کرد و من با یک جستجوی ساده شما را پیدا کردم و عضو سایت شما شدم که هر پستی بذارین برام بیاد. استاد، از شما واقعا جز این انتظار نمیره، با همین چند جلسه شناخت و نقدی که شما بر فلسفه تحلیلی و فلسفه ارادی غرب داشتید و مقدمه ای که بر کتاب الحروف فارابی عنوان کردید من شمارا ایرانی ترین و در عین حال مسلمان ترین شخص یافتم. از شما جز این انتظار نمیره که تار بنوازید و ای کاش گوشه هایی از تار نوازی تان را هم در سایت قرار دهید. 

    راستی استاد چرا کلاسهایتان را که ضبط میکنید در سایت خودتان قرار نمیدهید؟ 

    و سوال دیگر اینکه شما آیا از عرفان محمد رضا لطفی اطمینان دارید؟ 

    • لا حول ولا قوه الا بالله

      مهدی عزیزم سلام

      کلاس های آنجا به لطف و مهربانی جناب آقای حسینی برپا شده است، افرادی که آنجا آمده اند، جویای حقیقت هستند و مبالغی را پرداخت کرده اند، این کار اخلاقی نیست که من صداها را در سایت قرار دهم. همانطور که عرض شد در کتاب الحروف مرحوم فارابی از اولین فیلسوفان قدر بعد از اسلام است، از واژه های یونانی و فارسی استفاده کرده است، همانوطر که بحث شد “اون” در زبان یونانی به واجب الوجود اشاره دارد، و چون اصل رساله به عربی است و ترجمه فارسی معنی را تا حدی تخریب کرده است من هر بار چند ساعت قبل از کلاس باید مطالعه کنم. دور از اخلاق است که من صداها را در اینجا بگذارم، ضمن اینکه این سایت جولانگاه انسانهایی است که هم آنان دشمن فلسفه هستند و هم من دشمن آنان. 

      در مورد استاد لطفی، دو مورد را عرض میکند، اولا از مصاحبه هایی که ایشان با شبکه دو داشتند میتوان به این موضوع تا حدی پی برد، دوم اینکه از یکی از دانشجویان نزدیک استاد به شخصه شنیدم که وقتی استاد متوجه شد که به بیماری سرطان پروستات مبتلا شده است، شاگردان گفتند که باید فرایند درمان را شروع کنیم و این بیماری حد اقل تا بیست سال میتواند قابل کنترل باشد. استاد گفت: هر چه از دوست رسد نکوست! مخصوصا حتی راضی به شیمی درمانی هم نشد که سریعتر به لقاء الله برسد و  مطلب سوم استاد دینانی وقتی فهمیدند که خانه استاد لطفی در آتی ساز چمران بوده است، بسیار اندوهگین شدند و گفتند که او مرد خدا بود و اگر زودتر میدانستند که در آن مجموعه زندگی میکنند خود دکتر دینانی به خانه ایشان می رفتند. 

      من در تار نوازی مبتدی هستم، اما در سایت نمیگذارم، اگر این کار را کنم، حب ذات است و مرا از درجات معرفتی دور میکند. من اهل شوآف و نشان دادن و پز دادن نیستم. شما هم سعی کن در زندگی وقتی فلسفه را آموختی دنبال نشان دادن علم خود به دیگران نباشی، و ،  فقط به مردم خدمت کنی. همین افرادی که سایت من را میبینند به من میگویند “مریض” و برخی دوستان لطف دارند. که هر دو درست میگویند. نیمیم ز آب و گل، نیمیم ز جان و دل ، نیمیم لب دریا، نیمیم همه دردانه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.