Home » دشمنی با روانشناسی » طلاق جاری شد

طلاق جاری شد

دوستم فرامرز هم زن روانشناسش رو طلاق داد

این خبر شاید خیلی عجیب و غریب نباشد. طلاق مانند کسی است که سرطان دارد و سالها با جنگ و جدل دست و پنجه نرم میکند و بعد ناگهان مرگش رخ میدهد. آن زمان که مرگ رخ میدهد، دیگر همه چیز تمام است. شناسنامه مهر میخورد و باطل میشود. آری ! شناسنامه مهر میخورد ! و امروز این اتفاق بر شناسنامه فرامرز و زنش رخ داد. دقت کنید که در شناسنامه وفات و طلاق کنار هم نوشته شده است ! چقدر خوب است که اینطور هست !  

ای کسانی که ایمان آورده اید، به عهد هایی که بسته اید (مهر هایی که زده اید) وفا کنید !

میدانم که برای شما که این پست را میخوانید ممکن است هزار سوال پیش بیاید که از کجا معلوم مرد زنش را به صلابه نکشیده باشد. از کجا معلوم تمام مشکلات از فرامرز نباشد و چون رفیق تو هست تو مشکلات را بر سر زنش می اندازی ! حق دارید ! ولی برای من مهم نیست. برای من حقیقتی است که پیشبینی می کردم و به وقوع پیوست. فرامرز هم مقصر بود، فرامرز هم آن روز که به زنش اجازه داد تا روسری را از سر بردارد و از تحجر به تجدد حرکت کند مقصر بود، فرامرز هم آن شب که با زن قد بلندش که هنوز روانشناسی قبول نشده بود در عروسی تانگو میرقصید مقصر بود، فرامرز هم آن روز که اجازه داد زنش کار کند مقصر بود، فرامرز هم آن روز که به زنش اجازه داد فوق لیسانس بخواند آن هم رشته روانشناسی مقصر بود. فرامرز هم مقصر بود که هیچ وقت هیچ مطالعه ای در علوم انسانی نداشت و همیشه در بحث ها از زن با سوادش کم می آورد!  چقدر این زن مرا یاد شخصیت بلانش در سریال کلاه پهلوی می اندازد. چقدر این اتفاق مرا به یاد دو جریان فمینیستی قوی در صد سال اخیر در غرب می اندازد !  جریانی که باعث شد برابری زن و مرد در جامعه جا بیوفتد، و زن ها زنیت خود را بفروشند و بوی مرد بگیرند ! بوی عرق کار ! بوی کثافت بگیرند. 

چقدر این جریان من را به یاد مردی می اندازد که مشروبش را میخورد و غیرتش فرو میکشید و میگفت تنها دخترش که تمام زندگیش است را به کشور های اروپایی میفرسد برای تحصیل علم !!!!!!!! 

چقدر این جریان من را به یاد زنی می اندازد که در بانک ملی کارمند است و بوی مردانه میدهد. زنی که دروغ میگوید و دسیسه میچیند و سیاس است. زنی که مانند مادر پارسا و مادر پارساها از سر دلسوزی تنها فرزند خود را بدبخت میکند آن گونه که مادر پارسا پارسا را بی پدر کرد و چقدر زیادند این مادران و پدران که از سر دلسوزی فرزندان خود را بدبخت و بیچاره میکنند. 

منم آراسپ، به قول بابام، عاقلترین عضو خانواده کسی که هر کاری که می کند با عقل و منطق ثابت میکند و هر کاری که نمیکند باز با عقل و منطق ثابت میکند. منم آراسپ کسی که به ناقص العقلی زن حتی مادر خودم مانند خورشیدی که در این آسمان میدرخشد واقفم. من همه چیز را میدیدم و پیشبینی می کردم. فرامرز آدمی نیست که تنها بماند ، توی همین چهار ماه کلی دوست دختر دارد که همه زن های مطلقه یا دختر هایی بودند که از پسری نارو خورده اند و من این متون را مینویسم منی که حتی در اندیشه های خودم هم تنهام. افتخار میکنم به امروز خودم، اگرچه خشن تر، اگرچه بددهن تر، اگرچه پرکینه، پرخشم تر از دیروز، اما عاقل تر و تو گویی شاید…. عاشق تر . منم کسی که مکتب سهروردی و ملاصدرا و دینانی را درک کرد. خدایا تو را به خاطر سرنوشتی که برایم رقم زدی شکر گذارم. از اینکه مثل فرامرز نیستم، مثل زنش نیستم، مثل هیچ کس نیستم. من خودمم، آراسپ گند اخلاق ، زن ستیز ! که بخاطر قیافه اش و تراشیدن موهای سرش تو اینستاگرمش روزی کلی پیام از هر مدل دختر مذهبی و غیر مذهبی و معمولی و پتیاره و …. دریافت میکنه و همه رو به باد تمسخر میکشه و میره . من، آراسپ قطره ای از باده ای آسمانم که قدرت این را دارم که خواب ببینم و خیلی چیزها را قبل از رخ دادن پیشبینی کنم. نه جادوگرم، نه کف بین. فقط در زندگی عقل را سر لوحه خودم کردم، عاشقم اما لگام و افسار عشقم را چنان کشیدم که اسب سرکشش از جایش تکان نخورد گویی هفت هزار سال است که مرده است! 

این زن فرامرز به انسانهای بی عقل و بدبختی که با یک نگاه عاشق شده اند مشاوره میدهد ! که با هم ازدواج بکنید یا نکنید ! البته من نمیدانم به آنها چه میگوید. ولی در اینستاگرم خود آخوندی را میشناسم که اهل مشهد است و روانشناسی میکند و به بیشتر مراجعه کنندگانش که زن هستند طلاق را تنها گزینه میداند. گویا صلاح بر این است که فراموش کند که با طلاق عرش خدا به لرزه در می آید! و بعد زن های مطلقه را به صیغه و عقد موقت خود در می آورد. این است دنیای روانشناسان

احتمالا امشب و فردا که جمعه هست باید برم و فرامرز را دلداری دهم، و بعد یک پست فلسفی بنویسم که چرا زنان ناقص العقل هستند و این ناقصی در برابر عقل مردان نیست، بلکه نقصان خلقت است . ای کاش این دختران و زنان می فهمیدند که زن برتر از مرد یعنی ستیز و آشوب و جنگ، و زن کمتر از مرد یعنی تکامل، زنی که بوی مرد ندهد، زنی که زنیت داشته باشد، غذا بپزد، بچه شیر دهد، با بچه بازی کند، کمی احمق باشد، خودش را لوس کند!  ای کاش میفهمیدند !

چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست

سخن شناس نه‌ای جان من خطا این جاست

سرم به دنیی و عقبی فرو نمی‌آید

تبارک الله از این فتنه‌ها که در سر ماست

 

طلاق
طلاق

 

آراسپ کاظمیان چهارم مرداد نود و هفت – فرامرز دوستم زنش را در این تاریخ به زباله دان طلاق فرستاد

 

همچنین ببینید

زینب زینب

فکر کنم این آخرین پست در مورد این ضعیفه های مکار باشه. معرفی میکنم این …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.