خانه » ادبیات

ادبیات

ز عقل اندیشه‌ها زاید که مردم را بفرساید

  گرم بازآمدی محبوب سیم اندام سنگین دل گل از خارم برآوردی و خار از پا و پا از گل ایا باد سحرگاهی گر این شب روز می‌خواهی از آن خورشید خرگاهی برافکن دامن محمل گر او سرپنجه بگشاید که عاشق می‌کشم شاید هزارش صید پیش آید به خون خویش مستعجل گروهی همنشین من خلاف عقل و دین من بگیرند …

ادامه مطلب

عالم از ناله عشاق مبادا خالی

دلبر برفت و دلشدگان را خبر نکرد چند روزیست که حالم طوری هست که انگار هزاران کتاب ناگفته دارم که باید بگویم ولی حرفم نمی آید یا فکر میکنم باید برای چه کسی از مردمان این عالم حرف بزنم؟  یا اصلا برای چه ؟ برای اینکه اثری جاودان از خودم بگذارم؟ نمیتوانم. حافظ گوش میکنم. نمیخوانم ! با صدای ملکوتی …

ادامه مطلب

علی کوچیکه – با صدای آراسپ کاظمیان

Arasp Kazemian

علی کوچیکه علی بونه گیر نصف شب از خواب پرید چشماشو هی مالید با دس سه چار تا خمیازه کشید پا شد نشس چی دیده بود ؟ خواب یه ماهی دیده بود یه ماهی انگار که به کپه دو زاری انگار که یه طاقه حریر با حاشیهء  منجوق کاری انگار که رو برگ گل لاله عباسی خامه دوزیش کرده بودن …

ادامه مطلب

ارغوانم ویران است

آفتابا چه خبر؟ این همه راه آمده‌ای که به این خاک غریبی برسی؟ ارغوانم را دیدی سر راه؟ مثل من پیر شده‌ست؟ چه به او گفتی؟ او با تو چه گفت؟ نه، چرا می‌پرسم ارغوان خاموش است دیرگاهی‌ست که او خاموش است آشنایانِ زبانش رفته‌ند ارغوان ویران است هردومان ویرانیم. کلن، شهریور ۱۳۹۶ شعر تازه هوشنگ ابتهاج

ادامه مطلب

ببار ای ابر بهار

غروب سه شنبه پنجم اردیبهشت نود و پنج است و روز بعثت پیامبر هم می باشد. آری! عشق به حضرت عشق و دوران مثنوی خوانی در اردیبهشت رخ داد در سال هفتاد و چهار، آن روزها هم باران میبارید و باد میوزید. هوای تهران بسیار پاکتر بود، نه به آن پاکی که برای دخترک چهار ساله ای مناسب باشد که …

ادامه مطلب

داغ سودا ی توام سر سویدا باشد !

  امروز عصر بیست و ششم فروردین نود و شش، در هوای ابری تهران حالی دست داد که سمت دیوان حافظ رفتم و آن را باز کردم. شعری که آمد چه زیبا حال و هوای درونی من رو توصیف میکرد. خیلی سریع میکروفون را نصب کردم و شعر را دکلمه کردم، تا بماند این حال هوا، ثبت شود در روزگاران. …

ادامه مطلب

عطار – ای در درون جانم و جان از تو بی خبر

عطار نیشابوری

  ای در درون جانم و جان از تو بی خبر وز تو جهان پر است و جهان از تو بی خبر چون پی برد به تو دل و جانم که جاودان در جان و در دلی دل و جان از تو بی خبر ای عقل پیر و بخت جوان گرد راه تو پیر از تو بی نشان و جوان …

ادامه مطلب

نخستین ملاقات مولانا و شمس

من بچه بودم مثل دختر ها عروسک زیاد داشتم، آخرین بار هم یک موش عروسکی را خواستم بفرستم مشهد زیارت . نشد ! حالا اپرای عروسکی شمس و مولانا ، سراسر عرفان و عشق. بارها و بارها دیدمش و لذت بردم. در سایت خود آپلود می کنم تا بماند.  

ادامه مطلب

خرم آن روز کز این منزل ویران بروم

شهید

خرم آن روز کز این منزل ویران بروم راحت جان طلبم و از پی جانان بروم گر چه دانم که به جایی نبرد راه غریب من به بوی سر آن زلف پریشان بروم دلم از وحشت زندان سکندر بگرفت رخت بربندم و تا ملک سلیمان بروم چون صبا با تن بیمار و دل بی‌طاقت به هواداری آن سرو خرامان بروم …

ادامه مطلب

به پیمان های خود وفا کنید

وفا

به نظر من این آیه یکی از قشنگترین آیه های قرآن هست . ای کسانی که ایمان آوردید به عهد ها و پیمان های خود وفا کنید! خدا در این آیه فقط مومنان را مخاطب قرار میدهد نمی گوید ای انسان ها، نمی گوید ای خلق شدگان، نمی گوید ای بشر، نمی گوید ای مسلمانان، به عبارتی از کسانی که …

ادامه مطلب

باد مرده است

باد

گفتی که: «ــ باد، مُرده‌ست! از جای برنکنده یکی سقفِ رازپوش بر آسیابِ خون، نشکسته در به قلعه‌ی بی‌داد، بر خاک نفکنیده یکی کاخ باژگون مُرده‌ست باد!»   گفتی: «ــ بر تیزه‌های کوه با پیکرش، فروشده در خون، افسرده است باد!»   تو بارها و بارها با زندگی‌ت شرمساری از مردگان کشیده‌ای. (این را، من همچون تبی ــ دُرُست همچون …

ادامه مطلب

مرگ قو

  شنیدم که چون قوى زیبا بمیرد فریبنده زاد و فریبا بمیرد شب مرگ تنها نشیند به موجى رود گوشه اى دور و تنها بمیرد در آن گوشه چندان غزل خواند آن شب که خود در میان غزل ها بمیرد گروهى بر آنند کاین مرغ شیدا کجا عاشقى کرد، آنجا بمیرد شب مرگ از بیم آنجا شتابد که از مرگ …

ادامه مطلب

175 شهید غواص با دستهای بسته

ارغوان

فردا تشییع 175 شهید دست بسته غواص هست و من حال و حوصله نوشتن ندارم. تنها یک آیه آشنا از سوره احزاب می نوسیم. شاید از پس گذر لح ظه ها روزی از اینجا بگذرند، شاید با دیدن این آیه یاد عهد و پیمانی بیوفتند. به یاد آر: مِّنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّـهَ عَلَيْهِ ۖ فَمِنْهُم مَّن قَضَىٰ نَحْبَهُ وَمِنْهُم …

ادامه مطلب

سمن بویان با صدای آراسپ کاظمیان

هدفم از دکلمه برخی اشعار رساندن پیامم به گوش کرهای دنیاست. چراکه به قول مولانا بهتر آن باشد که سر دلبران گفته آید در حدیث دیگران. برخی مواقع کلام خود انسان توان بیان حقیقت را ندارد ، باید از کلام سخنوران بهره جست، باید آن را با موسیقی حزن آلودی آمیخت و با صدای و حنجره خود طنین بالا و …

ادامه مطلب

وای ز دردی که درمان ندارد

از من رمقی به سعی ساقی مانده است وز صحبت خلق بی وفایی مانده است از باده دوشین جز قدحی بیش نماند از عمر ندادم که چه باقی مانده است (خیام)   این که اواخر اسفند هر سال یه بلای سر من میاد یه حکمتی داره، که در شعر ارغوان هوشنگ ابتهاج (سایه) نهفته است مثل یه راز. این چه …

ادامه مطلب

بر دار شدن حسن ابن منصور

آن قتيل الله، في سبيل الله، آن شير بيشه تحقيق، آن شجاع صفدر صديق، آن غرقه درياي مواج، حسين بن منصور حلاج – رحمة الله عليه – کار او کاري عجب بود و واقعات غرايب که خاص او را بود، که هم در غايت سوز و اشتياق بود و هم در شدت لهب فراق، مست و بي قرار و شوريده …

ادامه مطلب

از این فرهاد کش فریاد ! فریاد!

شهید

به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم بیا کز چشم بیمارت هزاران درد برچینم الا ای همنشین دل که یارانت برفت از یاد مرا روزی مباد آن دم که بی یاد تو بنشینم جهان پیر است و بی‌بنیاد از این فرهادکش فریاد که کرد افسون و نیرنگش ملول از جان شیرینم ز تاب آتش دوری شدم غرق عرق چون …

ادامه مطلب