خانه » ۱۳۹۵ » آبان

آرشیو ماهانه: آبان ۱۳۹۵

برای پارسا

روز دوم هست که دوستی که  از سه ماهگی تو بغل من بزرگ شد. تو بغلم خندید و گریست از من جدا شده و به کانادا رفته چون مادر دیکتاتورش فکر میکنه که زندگی موفق بچه اش تو آمریکا و غرب رقم می خوره. بچه هفت ساله ای که تمام دلخوشیش من بودم و تمام دلخوشی من تو این ایام …

ادامه مطلب

برای زنان سرزمینم

همیشه از زنانی که کار میکرده اند متنفر بوده ام، نه بخاطر اینکه در خانه کلفتی نمی کنند. نه بخاطر اینکه از زنان جامعه فاسد بیزارم. بخاطر هزاران دلیل مردانه که تنها خودم در نفس خودم می توانم آنها را درک کنم و این دلایل به زبان و کلام نمی آید. زنان گرگ شده بسیاری را دیدم که کار کردن …

ادامه مطلب