Home » ۱۳۹۵ » شهریور

Monthly Archives: شهریور ۱۳۹۵

زیباترین تفسیر از زیباترین غزل حافظ

این غزل رو بعد از شنیدن تفسیر عرفانی غزل از زبان دکتر دینانی دوباره دکلمه کردم. به نظر من غزلی زیباتر از این توسط هیچ شاعری دردنیا ساخته نشده. این  کلام الهی است که بر زبان حافظ جاری شده است.     لطفا حتما فایل ویدئویی زیر را ببینید. یک ساعت وقت خود را بگذارید و این تفسیر عرفانی این …

ادامه مطلب

من و شهناز خانم

ابتدا باید شهناز خانم را معرفی کنم. اولا به دلیل احترام به حریم خصوصی ایشان، نام فامیلشان را با فتوشاپ مخدوش کردم و هویتشان فاش نشود. ایشان یکی از افرادی هستند که در اینستاگرم با بنده مکاتبه داشته اند و یک تماس تلفنی و بحث طولانی در مورد روانشناسی و دلیل جنگ من با این به اصطلاح آنها علم! البته …

ادامه مطلب

از ارغوان سرخ تا خزه های سبز حوض

روزی گلی زیبا در خاکی که خاک باغچه نبود روییده بود، اصلا خاک باغچه را نچشیده بود و نمی دانست خاک باغچه چه مزه تلخی دارد چون خاک باغچه را کود می دادند و آن گل از کود دادن و کود خوردن محروم بود. اما همجواری با گل های دیگر باغچه باعث شده بود که خلق و خوی آن گل …

ادامه مطلب

ذات پلید

در یکی دو هفته بعد از تولد خودم در شهریور امسال اتفاقات مختلفی برای خودم و دوستم و همسرش رخ داد که از پلیدی و پستی برخی از انسان نما ها به شگفت آمدم. حتما تا به حال شنیده اید که میگویند فلانی ذاتش خراب است. هر کاری کنی ذاتش خراب است. ذاتش پلید است. این مرا به پاسخ این …

ادامه مطلب

چگونه فالوور های اینستاگرام خود را افزایش دهیم

چگونه فالوور های خود را افزایش دهیم ؟ در پاسخ این سوال باید ابتدا دید که چرا مردم میخواهند فالوور های اینستاگرم خود را افزایش دهند؟ پاسخ این بحث یک مقدار فلسفی می باشد که به خلقت انسان مربوط است. مردم دوست دارند که دیده شوند. مردم می خواهند به بقیه بگویند که ای مردم بدانید که من هستم. بدانید …

ادامه مطلب

خودت باش ! توحید یعنی یکی شدن ظاهر و باطن

به نظر شما اگر فردی به چیزی از روی عقل اعتقاد داشته باشد ولی بنابه دلایل بیرونی مانند سر رفتن حوصله از آن عقیده ناگهان تغییر کند و این تغییر باعث از دست دادن بسیاری از چیزهایی که داشته یا میتوانسته داشته باشد شود، و لزوما این تغییر تغییر رو به بالا نباشد. ظاهر و باطن تغییر کند و در …

ادامه مطلب

خرم آن روز کز این منزل ویران بروم

شهید

خرم آن روز کز این منزل ویران بروم راحت جان طلبم و از پی جانان بروم گر چه دانم که به جایی نبرد راه غریب من به بوی سر آن زلف پریشان بروم دلم از وحشت زندان سکندر بگرفت رخت بربندم و تا ملک سلیمان بروم چون صبا با تن بیمار و دل بی‌طاقت به هواداری آن سرو خرامان بروم …

ادامه مطلب

یک مثنوی فوق العاده کوتاه در پاسخ به یکی از مطلع های حضرت حافظ

مرا عهدیست با عشاق که تا جان در بدن دارم جفای گل و سودای روان را، چو خون دشمن انگارم چو ترسید از صورتش، بنهاد جایش گلگون نبات از وفا چون دور گشتی، نیافتی اخلاص با ثبات هواداران کوی من را سگانی با وفا باید نه کافر روان اندیشان بد سیرت که شب زاید گرم پیر مغان به نور خواند …

ادامه مطلب

مناظره من و همسر دوستم در باب فلسفه و روانشانسی

یکی از دوستانم که به دلیل عدم تفاهم با همسر روانشانسش تصمیم به جدایی از او گرفته بود، دو روز پیش به صورت اتفاقی در کوچه من را دید و گفت که آمده اند پیاده روی کنند و من را هم به پیاده روی دعوت کردند.  در ابتدا من به خود دوستم به خاطر بدقولی در زمان پیاده وری گله …

ادامه مطلب