موسیقی

پیراهنی که آید از او بوی یوسفم ترسم برادران غیورش قبا کنند !

غزل حافظ و آواز شجریان

این غزل حافظ محشره:

آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند

آیا بود که گوشه چشمی به ما کنند

دردم نهفته به ز طبیبان مدعی

باشد که از خزانه غیبم دوا کنند

معشوق چون نقاب ز رخ در نمی‌کشد

هر کس حکایتی به تصور چرا کنند

چون حسن عاقبت نه به رندی و زاهدیست

آن به که کار خود به عنایت رها کنند

بی معرفت مباش که در من یزید عشق

اهل نظر معامله با آشنا کنند

حالی درون پرده بسی فتنه می‌رود

تا آن زمان که پرده برافتد چه‌ها کنند

گر سنگ از این حدیث بنالد عجب مدار

صاحب دلان حکایت دل خوش ادا کنند

می خور که صد گناه ز اغیار در حجاب

بهتر ز طاعتی که به روی و ریا کنند

پیراهنی که آید از او بوی یوسفم

ترسم برادران غیورش قبا کنند

بگذر به کوی میکده تا زمره حضور

اوقات خود ز بهر تو صرف دعا کنند

پنهان ز حاسدان به خودم خوان که منعمان

خیر نهان برای رضای خدا کنند

حافظ دوام وصل میسر نمی‌شود

شاهان کم التفات به حال گدا کنند

و صدای ملکوتی استاد شجریان ، و بیت هایی که برای خواندن انتخاب کرده است. حالی درون پرده بسی فتنه میرود !  و یک جا یک تحریر یک نفس و یک تا میزند که در این تحریر فواصل نت ها تقریبا زیاد است و شاید بتوان گفت که فقط محمد رضا شجریان است که میتواند چنین تحریری را با یک نفس و با این قدرت بزند. منظور از قدرت در تحریر زدن این است که نت ها یک دفعه قطع میشود و نت بعدی محکم شروع میشود مانند زخمه مضرابی که بلند میشود و بر سیم دیگری با شدت فرود می آید.

پیراهنی که آید از او بوی یوسفم

ترسم برادران غیورش قبا کنند

حافظ چه زیبا با کنایه برادران یوسف را بی غیرت می خواند. آری چیزی که از او بوی یار بیاید، قبا نمیشود سرمه چشم میشود و نور می دهد، و من از این بوی یار بسیار نزد خود در حافظه انباشته ام .

امتیاز به مقاله

امتیاز کاربر: ۵ ( ۱ رای)
برچسب ها

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

همچنین ببینید

بستن
بستن