اجتماعیروزانهفرهنگی

نژاد ترک ها مغول است

نسل ترک ها مغول است نه آریایی

بی شک نسل ترک ها از نژاد زرد پوست مغولان است !

پیشتر مقاله ای در سایت نگاشتم با عنوان نسل ترک ها از مغولان است . این مقاله آماج کامنت های توهین آمیز قرار گرفت که آن نظرات به دلیل توهین ها منتشر نشد. من در آن مقاله صرفا با سواد زبانشناسی خودم به بررسی تاریخی این واقعه پرداخته بودم. اینک مقاله که پیش رو دارید نگارش من نیست و من اتفاقی در اینترنت یافتم که از بعدی دیگر مغول بودن ترکان را اثبات می کند.

این نوشتار ترجمه ای است از مقاله ای با عنوان:

TÜRKLER HANGİ IRKTANDIR?, Atsız Mecmua, 1931, Sayı: ۶

نژاد واقعی ترک ها

 

به تازگی در برخی از نشریات پیرامون نژادی که ترکان به آن منسوب اند، نوشتارهایی چاپ شده است که خلاصه آن ها از این قرار است: ”ترک‌ها از نژاد زرد مغولی نیستند بلکه از نژاد سفید آریایی می باشند“. در مورد این انگاره‌ها که خواسته شده از راه علمی بیان گردد ولی دارای مستندات واقع‌گرایانه نیست نظر خود را به شرح زیر بیان می داریم: امروزه گروه‌های انسانی نه بر اساس رنگ که بر اساس زبان تقسیم بندی می‌شوند. برای نمونه آریایی‌ها و سامی‌ها که هر دو زیر مجموعه‌ای از نژاد سفید تلقی می‌شوند در قدیم از یکدیگر فاصله های بسیار داشتند، همانطور که ترک‌ها و مغول‌ها که هر دو از نژاد زرد به شمار می‌روند با چینی ها هیچگونه نزدیکی نژادی ندارند و این مسئله مورد پذیرش همگان قرارگرفته است.

در گذشته ترکان از شاخه ی اورال-آلتاییِ نژاد زرد به شمار می‌رفتند و این شاخه شامل ترک‌ها ، مغول‌ها، تنقوزها، فینی‌ها و مجارها می‌گردید. امروزه اگرچه نزدیکی نژاد مجارها و فین ها اثبات شده و حتی فین ها و مجار ها و استون ها مرکبا فین-اغوزها را تشکیل داده اند، و لیکن میان ”ترک‌ها و مغول‌ها و تنقوزها“ با آنان هیچگونه نزدیکی نژاد به اثبات نرسیده است.

از طرفی هم‌ریشگی ترک‌ها با مغولان به صورت قطعی به اثبات رسیده است، تونقوز ها را نیز باید به این زمره افزود. حتی ”چوواش“ ها که تا به این روز ترک شمرده می‌شدند، امروزه دانسته شده است که نژادی مابین ترک ها و مغول ها می باشند.

میان ترک ها و مغولان با آریایی‌ها تا کنون هیچ نزدیکی نژادی نشان داده نشده است و هیچ کس در پی اثبات چنین ادعایی بر نیامده است.

نمی دانم چه دلایلی سبب شده تا انگاره ی نادرست ِ آریایی بودن ترکان مورد پذیرش قرار بگیرد. تصور می کنم تلقی کهنه وحشی بودن مغول ها و با فرهنگ بودن آریایی‌ها به این انگاره دامن زده است. این تلقی گاهی به اندازه‌ای شکل‌های شگفت آور به خود می گیرد و یک سری نوشتار هایی پیرامون کردها منتشر می گردد. بنا به دلایلی که نویسنده[منظور نویسنده ای که نیهال آتسیز در این نوشتار وی را نقد می کند] اقامه کرده ادعا شده است که: ”کرد ها نیز چون ترک‌ها از نژاد آریا و در نتیجه ترک می باشند.”

این مسئله نمی تواند فقط برآمد اندیشه‌های احساسی دانست، اگر برای هم خون دانسته نشدن با مغول‌های وحشی، پان تورانیسم (تورانجیلیک) انکار می شود، آیا هم‌تباری با کولی‌ها که به هر حال از نژاد سفید به شمار می روند ما را بیشتر آزار نمی‌دهد؟ مغول هر چقدر هم بی‌تمدن و بربر باشد دست کم صاحب مزیت هایی است که یک سرباز و جنگجو باید داشته باشد و از سوی دیگر قرابت ترک و مغول امروزه یک حقیقت علمی به شمار می رود. تاریخ و خون این دو به قدری به همدیگر آمیخته است که بررسی جداگانه ویژگی هایشان ناممکن است. نیمی از افراد یک قبیله ترکی و نیمی از ایشان مغولی گفتگو می کنند. حتی گاهی در تاریخ قبیله هایی مشاهده می شود که در یک دوره ترکی و پس از زمانی مغولی صحبت کرده اند و یا قبیله هایی می بینیم که هر دو زبان را یکجا استفاده می کرده اند.

چنگیز خان یک ترک مغول شده و تیمور لنگ نیز یک مغول ترک شده بود. هر چه پژوهش های تاریخی پیشرفت می کنند،آشکار می‌گردد که تلقی ها پیرامون وحشی گری های ترکان و مغولان مبالغه آمیز بوده است و نیز روشن می‌شود فتوحاتی که اینان به دست آورده اند سبب بسیاری از نتایج  متمدنانه شده است.[!؟]

یکی از نتایج آریایی شمرده شدن ترکان، این است که هیتلر نیز ترک محسوب می‌گردد. نظریه‌پردازانی که این انگاره را پیش می‌کشند در صدد اثبات دیرینگی باشندگی ترکان در فلات آناتولی هستند. به یقین همه ی ما از نظر احساسی چنین نتیجه ای را مطلوب می دانیم ولی حقیقت این است که: باورهای هیتلر مطالعه شده و این باورها بیشتر آریایی می باشد تا ترکی. پذیرش آریایی‌گری برای منتسب شدن به هیتلر برای ما راه بسیار خطرناکی می باشد. از همه مهم تر ویژگی های آنتروپولوژیک نژاد ما با آریایی ها  همانند نیست و با پذیرش این انگاره زمینه ی لازم  را برای فرضیه پردازانی که در صددند نشان دهند که  ترکان آناتولی بقایای یونانیان هستند آماده می کنیم.

با تکیه بر حقایق علمی روز اندیشه های خود در این زمینه ها را بیان می کنیم: نیازی نیست دیگر ملت ها وقت خود را صرف ادعا در مورد تمدن ترکان نمایند. اگر ما تمدنی را که خودمان آفریدیم عرضه نماییم،وظیفه‌مان را انجام داده‌ایم.

امروز برای مطرح شدن به عنوان یک ملت بافرهنگ و متمدن نیازی نیست ثابت کنیم ملتی بوده ایم که تمدن پیش از میلاد داشته ایم. همان طور که ملت های امروزین اروپایی نیز دارای چنین تمدن دیرینگی نیستند. برتری تمدن غرب بر مشرق زمین از سده ۱۶ میلادی آغاز شد و اگر دلایل مستند و نوینی وجود داشته باشد مبنی بر نادرستی فرضیه‌های ما که انگاره ی جدیدی را مطرح کند به یقین جای درج چنین فرضیه هایی ستون روزنامه ها و نشریات نیست. چنین نوشته هایی فکر جوانان و برادرانی که هنوز به صورت عمیق با تاریخ  آشنا نشده‌اند را آشفته خواهد کرد و اعتماد آنان نسبت به گذشته را کمتر می‌کند و سبب می شود تا به حقایق موجود نیز با دیده‌ی تردید بنگرند.برای همین به کودکان خود می‌گوئیم: ”پدران تو به دلیل زندگی در سرزمین‌های سرد و اقلیم خشن و میان ملل پرجمعیت، جنگجویان و سربازانی فوق العاده ای شده و زندگی شان صرف جنگ با طبیعت و سایر ملت‌ها شده است. علیرغم این هر زمان که فرصتی پیدا می کردند تمدن های والایی را بر پا می نمودند ولی برتریی را که در جنگ و سربازی بدست آورده اند، هنوز در میدان تمدن کسب ننموده اند.“

با این اوصاف نژاد ما چیست؟ به این نژاد اورال – تورانی می گویند، ما یکی از شاخه های این نژاد اصلی به شمار می رویم.آریایی نبودنمان نیز بوسیله ی عکس ها و تندیس هایی که در ترکستان شرقی یافته شده، آشکار شده. بسیاری از این عکس ها بوسیله ی دانشمندان آلمانی منتشر شده است.در آن عکس ها تیپ های مغول ،چینی ، ایرانی و هندی به صورت کاملا مجزا از هم قابل تشخیص است و این مقایسه دلیل نهایی و مثبت آریایی نبودن ترکان است.

امتیاز به مقاله

امتیاز کاربر: ۵ ( ۲ رای)
برچسب ها

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

همچنین ببینید

بستن
بستن