خانه » روزانه » من و دوستم علی قسمت سوم
آراسپ و علی دیوونه

من و دوستم علی قسمت سوم

این قسمت صدا ندارد

دیشب خواب بودم، حدود ساعت چهار شب بود. خواب دیدم که زیر یک درخت چنار دراز کشیده ام. همه جا آفتاب است ولی گرم نیست، باد می آید. بادش خنک است. از همان بادهایی که من عاشقش هستم. بادش کمی بوی چوب سوخته آتش میداد و کمی بوی علف و من نشئه این زیبایی ها شده بودم. به خدا گفتم: من اینجا را دوست دارم. اینجا کجاست. 

صدایی شنیدم که گفت: اینجا مرز بین عالم ملکوت و عالم جبروت است. گفتم عالم ملکوت عالم خیال هست، هنر آنجا می زاید. مرا به عالم جبروت ببرید که عالم عقل محض است. خطاب آمد که تو را بدانجا راه نیست. گفتم چرا؟ گفت میدانی آنجا دیگر باد نمی وزد، محسوسات نیستند که لذت ببری. آنجا فقط عقل محض است. گفتم چه کسانی در عالم جبروت هستند، گفت همه آنان که به آنها اقتدا کرده ای! گفتم ملاصدرا هم هست؟ گفت بله. ابن سینا هم هست. گفتم تو رو خدا من رو ببرید. گفت: تو هنوز به آنجا راه نداری. گفتم چرا؟ گفت: در عشقت به خدا شریک آورده ای. گفتم خدا خودش داد. گفت داد که به وحدت برسی. همین هم که تا مرز جبروت آمده ای شفاعت خوابی بوده که سال ۷۴ دیدی و حالا هفت سال است به آن عمل میکنی. گفتم چگونه عمل میکنم؟ گفت: تو دشمنانی داری. ما میدانیم که پست خلیل عالی نژاد  را برای علی پست کردی و هیچ منیتی برای خودت در آن نبود. و میدانیم که آنکسی که زیرش کامنت داد: مریم پارسا دختر چادری بود که وقتی دید تو پا نمی دهی بلاکت کرد و این کامنت را اینجا نوشت! تو به همین واسطه اینجا هستی. 

علی دیوونه آمد

یک دفعه علی پرید رو سینه ام ، گفت آراسپ بیدار شو. گفتم مگه من خوابم که بیدار شم. ای علی رفتن از اینجا نکوست ! رو! گمشو میان ما و دوست. 

همین که این رو گفتم از خواب پریدم. دیدم علی مثل جن نشسته کنار تختم ساعت چهار بود! گفتم چه مرگته روانی ! گفت دختره عکس سفیده رو برداشت و همون عکس خاک بر سری رو گذاشت ! 

گفتم میدونم. گفت از کجا میدونی. گفتم همون موقع که برات داستانش رو تعریف کردی من در توییتر خودم یک پست گذاشتم، دیگه تشخیص تعفن روانشناسان برای من کار سختی نیست. برو ساعتش رو ببین. 

 

 

 

 

 

 

 

 

به علی گفتم تو مرا به خاطر یک دختر معلوم الحال که همان دیشب گفتم همه چیزش فریب و ریا و دروغ و کذب است و سالهاست که شیطان در ذاتش نفوذ کرده! مرا از عالم ملکوت و مرز عالم جبروت به عالم ناسوت این طبیعت کثافت کشیدی. برو بگیرش واقعا لیاقتت همین دختره است با اون دوستش که تو ماشین وقتی میشینه و فیلم میخواد بگیره، شعورش نمیرسه که سر لنز باید رو به مناظر طبیعت بیرون باشه!  رو روی لنز دوربین رو برعکس به طرف خودش میگیره ، به گونه ای که حتما سانروف ماشینش هم معلوم باشه و موهاش رو کم کم رها میکنه. این هم از عشق تو با این قیافه اش. مطمئن باش که کسی که کمبود ظاهری دارد خودش را می آراید و آنگونه لباس می پوشد تا سکسی به نظر برسد و ویاگراها در غرب تهران به فروش برسد!!!!!!!  برو علی که حالم ازت دیگه داره به هم میخوره. واقعا نطفه تو باید در رحم همچین هرزه ای منعقد بشه تا حیوانی دیگر تحویل جامعه داده بشه. کسی که عقلش تباه بشه هر بلایی که سرش بیاد حقشه مثل فرامرز که زندگیش به زیر نافش ختم میشد و زن روانشناسش با استاد روانشناسیش رو هم ریختن.  

از کوزه همان تراود که در اوست 

 

میدانستم عکس سپید نمی پاید و می دانم که چه اتفاقهایی که در شرف رخ دادن است. 

حالا گمشو بذار من بخوابم شاید باقی خوابم را ببینم. 

خوابیدم

و 

باقی خوابم را ندیدم. 

امتیاز به مقاله

امتیاز کاربر: 4.83 ( 2 رای)

همچنین ببینید

Arasp Kazemian

وصیت جوانمرد

اگرچه بولحسن خرقانی (جوانمرد) جان به عزارئیل نداد و جانش را به خود خدا تقدیم …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.