Home » ادبیات » عهد ما با لب شیرین دهان بست خدا

عهد ما با لب شیرین دهان بست خدا

حافظ عارفی سالک و واصل بود، کلام خدا در قالب شعر از نفسش بر می آمد. ولی ما انسان های عافیت طلب هر زمان به نوعی از حافظ برداشت و تفسیر خودمان را می کنیم.

این شعر که موسیقی آن را هم گذاشتم مناسب با حال و هوای این روزهای من است. این روزها حال هوای من مثل هوای تهران متغیر است. کلا تغییر فصل ها احوال انسان را متغیر می کند و پاییز بیشتر از همه در من تغییر میگذارد شاید همیشه پاییز آبستن اتفاق ها گوناگون برای من بوده است چه خوب و چه بد.

هوای تهران کثیف است و سرم به شدت مدتیست درد میکند و دردش به پشت گردنم می زند. به زودی باران می آید.

پارسا رفته است و من تنهایی عجیبی احساس می کنم. انسانهای دور و برم همه راه دنیا طلبی پیش گرفته اند و زندگی می کنند. دیشب آخرین قسمت اصحاب کهف رو از شبکه آی فیلم دیدم. کاش میشد سیصد سال خوابید ولی بجای اینکه در آینده بیدار شد در گذشته بیدار شوم. خسته ام!

در این آستانه از زمان تنهایی روحی گاهی اوقات انسان به یاد گذشته ای نه چندان دور می افتد و آن وقت است که یک شعر حافظ میتونه معجزه کنه وقتی با صدای خدا آمیخته میشه و تار لطفی. آن هم در دستگاه شور، درگ معنی دیگر تنها یک بیت شعر حافظ نیست. تاثیر دستگاه شور و آواز ابوعطا و افکار فلسفی پشتش هم هست که یک بیت رو برای من چند روز تفکر و حسرت می کنه.

اول به دستگاه شور بپردازیم و اینکه این غزل در دستگاه شور اجرا شده طبق ویکی پیدیا :

غالب آوازهایی که خواننده آموزش ندیده ایرانی می‌خواند و بیشتر آوازهای محلی از مناطق مختلف ایران در یکی از مایه‌های این دستگاه و یا گوشه‌ها و دستگاه‌های مشتق شده‌از آن می‌گنجد، از این رو این دستگاه را مادر موسیقی ایرانی هم خوانده‌اند.

به لحاظ حسی طبق تعریف مجید کیانی دستگاه شور آغاز شب است و آوازهای آن ادامهٔ راه و این آغاز هستی و آفرینش است. تلاش است، جستجو است و طلب. (مقام طلب در هفت وادی عشق)

در میان دستگاه‌های ایرانی شور از همه گسترده‌تر است. زیرا هر یک از دستگاه‌ها، دارای یک عده آوازها و الحان فرعی‌ست ولی شور غیر از آوازهای فرعی دارایملحقاتی‌است که هر یک به تنهایی استقلال دارد. آوازهای مستقلی که جزء شور محسوب می‌شود و هر یک استقلال دارد از این قرار است: ابوعطا، بیات ترک، افشاری، بیات کرد و دشتی.

آواز ابوعطا، یکی از آوازهای چهار گانهٔ متعلق به دستگاه شور در موسیقی ایرانی (به همراه افشاری، دشتی و بیات ترک) است. ابوعطا با القاب دیگری مانند سارنج (صلحی) و دستان عرب نیز شناخته می‌شود. انسان با گوش دادن به ابوعطا کمی به فکر فرو می‌رود و به مسائل فلسفی پیرامونش می‌اندیشد.

و آن شاه بیت غزل که با تمام این حس و حال هوایی شاید فقط من در این زمان در این دنیا دارم مخلوط میشود ، حسی است که دیگر در قالب زبان و متن و نوشته نمی گنجد:

 

عهد ما با لب شیرین دهان بست خدا 

ما همه بنده و این قوم خداوندانند به کنار.

چرا شجریان دو بار اون مصرع رو میخونه: عهد ما با لب شیرین دهنان بست خدا !

چرا؟

شیرین دهنان چه کسانی هستند؟ کسانی که زیبا سخن میرانند و جز حق نمی گویند.

چرا لب؟

لب شیرین دهنان؟ مگر عهد با لب بسته میشود؟ مثل مهر و امضاء پای قرارداد؟ لب شیرین دهنان.

وای خدای من.

دیگر سکوت کن آراسپ. فقط با خودت زمزمه کن: عهد ما با لب شیرین دهنان بست خدا

تا بدانی که عشق بازان چنین ، مستحق هجرانند.

آنوقت دیگر از غم هجر ناله و فریاد نمیکنی و منتظر فال زدن و فریاد رس هم نخواهی بود که مستحق دردی.

ahdema

همچنین ببینید

ببار ای ابر بهار

غروب سه شنبه پنجم اردیبهشت نود و پنج است و روز بعثت پیامبر هم می …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.