Home » روزانه » شیطان چه شکلی است؟

شیطان چه شکلی است؟

در تصاویر و نقاشی ها معمولا شیطان را به صورت خاصی میکشند ، با چهره ای زشت. چشمانی با سفیدی زیاد، ابروان کوتاه و نازک و سیخکی ! لبهایی سیاه رنگ که از گوشه هایش خون میچکد و دندای نیش که از لبها بیرون زده است. تا میتوانند سعی میکنند شیطان را زشت جلوه دهند. فارغ از اینکه شیطان اصلا زشت ظاهری  نیست، زشت باطنی است. شیطان نفس خود ماست ! گاهی اوقات صفات رذیله انسان بر صفات الهی آن چیره میشود و چهره شیطانی در صورت زیبا نمایان میشود، اصولا شیطان به شکل انسانی خاص نیست. این تصاویر همه از حدس و گمان انسان ها ناشی می شود.

باری مساله ای که اهمیت دارد، این است که شیطان صفتی که در درون انسان ناشی می شود در رخ ظاهری او نمایان میشود. گاهی این نمایان شدن فقط برای اهل دل هویداست.

انسان های اهل معرفت می توانند شیطان را در چهره برخی از آدمیان ببینند.

البته حالت برعکس آن نیز وجود دارد، انسان های معنوی چنان چهره نورانی دارند که انسان ها دوست دارند به صورت های آنها خیره شوند و آنها را تماشا کنند. در صورت زیبا سیرت زیبا نهفته است، نه زیبایی که از باب زیبایی شناسی به آن پرداخته میشود.

سخن روانشناسان یاوه ای بیش نیست که از ظاهر نمی توان به باطن فردی دست یافت.

در فلسفه برخی از فیلسوفان معتقد اند آنجا که کلام در رسانش معنا کم می آورد نگاه ها صحبت می کنند و صحبت نگاه بسیار قویتر از صحبت زبان است.

متافیزیک اصولا مبحثی است که در روانشناسان پوزیتیویست و حس گرا جایی ندارد.

من خود به شخصه انسانهایی را می شناسم که از چهره یک شخص به پلیدی درونش پی می برند. شیطان صفتی و پلیدی را در چهره ای می بینند که ممکن است عوام آن چهره را زیبا ببینند. اما اهل معرفت نمود و جلوه روح را در بدن می بینند چرا که همیشه روح و بدن با هم در تناسخ هستند و تنها خداوند میداند که چه عذابی میکشند مردمان اهل معرفت که عوام را با ذات درونیشان می بینند و نمی توانند دم بزنند. نمی توانند فریاد بکشند، نمی توانند لب از لب باز کنند که به قول حضرت حافظ:

گفت آن یار کزو گشت سر دار بلند

جرمش آن بود که اسرار هویدا میکرد !

 

امروز ظهر شیطان را دیدم!

نشسته بر بساط صبحانه و آرام لقمه برمیداشت…

گفتم: ظهر شده، هنوز بساط کار خود را پهن نکرده ای؟ بنی آدم نصف روز خود را بی تو گذرانده اند…

شیطان گفت: خود را بازنشسته کرده ام. پیش از موعد!

گفتم: به راه عدل و انصاف بازگشته ای یا سنگ بندگی خدا به سینه می زنی؟

شیطان گفت: من دیگر آن شیطان توانای سابق نیستم. دیدم انسانها، آنچه را من شبانه به ده ها وسوسه پنهانی انجام میدادم، روزانه به صدها دسیسه آشکارا انجام میدهند. اینان را به شیطان چه نیاز است؟

شیطان در حالی که بساط خود را برمیچید تا در کناری آرام بخوابد، زیر لب گفت: آن روز که خداوند گفت بر آدم و نسل او سجده کن، نمیدانستم که نسل او در زشتی و دروغ و خیانت، تا کجا میتواند فرا رود، و گرنه در برابر آدم به سجده می رفتم و میگفتم که : همانا تو خود پدر منی.

همچنین ببینید

ارغوانم ویران است

آفتابا چه خبر؟ این همه راه آمده‌ای که به این خاک غریبی برسی؟ ارغوانم را …