Home » ادبیات » سخنی با علی

سخنی با علی

ای علی من در سالهای گذشته دریافته بودم که شیعه تو بودن بس دشوار است. سالها گذشت بر من، بیش از پنج سال ، قرار بود تحقیق کنم شیعه تو شوم، شیعه ارثی بودن را دوست نمیداشتم، چرا چون پدرم شیعه بوده است باید شیعه تو باشم در حالی که تو را نمیشناختم. هر چه شناختم از تو ، بیشتر شد دریافتم که شیعه علی بودن دشوارتر است.
ای علی روزگار امروز با روزگاری که تو زیستی تفاوت های زیادی کرده است، اما مگر نمیگویند علی مجرد از مکان و زمان است، علی علی تمام زمان ها و تمام مکان هاست.

ای علی در دنیای امروز مردم دروغ میگویند، بسیاری از عمد دروغ میگویند، برخی نمیخواهند دروغ بگویند ولی روزگار چنان میچرخد که تمام عهدهایشان گسسته شده تبدیل به دروغ میشود.

ای علی مگر به فرزندت حسن نگفتی:  وَ اِیّاکَ وَ مُشاوَرَهَ النِّساءِ فَاِنَّ رَأْیَهُنَّ اِلى اَفْن، وَ عَزْمَهُنَّ اِلى وَهْن.

از مشورت با زنان اجتناب کن، زیرا رأیشان ضعیف، و عزمشان سست است.

بدان که امروز دوره ای شده است که زنان بر مسند مشاوره مینشینند و به دیگران مشاوره میدهند، و تو خود گفته بودی که از مشورت با زن خودت هم بپرهیز، چرا همه چیز دنیا در هزار و چهارصد سال عوض شده است؟

ای علی مگر تو نگفتی : وَاکْفُفْ عَلَیْهِنَّ مِنْ اَبْصارِهِنَّ بِحِجابِکَ اِیّاهُنَّ، فَاِنَّ شِدَّهَ الْحِجابِ اَبْقى عَلَیْهِنَّ، وَ لَیْسَ خُرُوجُهُنَّ بِاَشَدَّ مِنْ اِدْخالِکَ مَنْ لایُوثَقُ بِهِ
عَلَیْهِنَّ، وَ اِنِ اسْتَطَعْتَ اَنْ لایَعْرِفْنَ غَیْرَکَ فَافْعَلْ. وَ لاتُمَلِّکِ الْمَرْاَهَ مِنْ اَمْرِها ما جاوَزَ نَفْسَها، فَاِنَّ الْمَرْاَهَ رَیْحانَهٌ وَ لَیْسَتْ بِقَهْرَمانَه.

با پوششى که بر آنان قرار مى دهى دیده آنان را از دیدن مردمان بازدار، زیرا سختى حجابْ آنان را پاک تر نگاه مى دارد، و بیرون رفتن زنان از خانه بدتر از این نیست که افراد غیرمطمئن را بر آنان درآورى، و اگر بتوانى چنان کن که غیر تو را نشناسند. امورى که درخور توان زنان نیست به دستشان مسپار، زیرا زن گلى است ظریف نه خادم و کارپرداز.

بدان که زنان این روزگار پوشش نمیخواهند، سختی حجاب آنان را پاک نگه نمی دارد، سختی حجاب را پس میزنند و آلودگی پیشه میکنند، ای علی بدان که زنان امروز از خانه ها بیرونند ، در مغازه ، کوچه ها ، بانک ها ، در هر کوی و برزن و بدان که مردانی غیرمطمئن بر آنان ورود کرده اند و امروز هر کسی را میشناسند جز مرد خود، امروز در خانه های بسته شبکه هایی الکترونیکی است، این زنان با آن مردان در آن دستگاه ها که به آنها موبایل و کامپیوتر میگویند در می آمیزند و اختلاط میکنند، گلایه کنی، محکوم به تحجری. ای علی زنان امروز نمیخواهند که گل باشند، نمیخواهند ظریف باشند، میخواهند بوی عرق مردانه بدهند از کار کردن، میخواهند زمخت باشند مردانه، پول در بیاورند و استقلال داشته باشند.

ای علی مگر تو نگفتی ان النساء نواقص الایمان، نواقص الحظوظ، نواقص العقول، بدان که این روزها مردانش ایمانی ندارند که زنانش ایمان ناقصی داشته باشند، بدان این روزها مردانش نامردتر از زنانش هستند، بدان که مردان خود را شبیه زنان میکنند و زنان خود را شبیه مردان. ای علی بدان که عقل در دوران ما خریداری ندارد، ای علی بدان که این دوران دوران تساوی و برابری هاست، برابری در پست فطرتی، در رذلی ، در هرزگی!

ای علی چقدر دنیای امروز ما تو را کم دارد.

ای علی امروز عقل رونق ندارد، در دانشگاه ها خریت می آموزند و جامعه را چهارپایان اداره میکنند.  ای علی عدل مرده است بی تو.

ای علی در دنیای امروز کسانی که با تو عهد و پیمان می بندند و مهر و موم میکنند با دشمن تو در می آمیزند.

ای علی هیچ کس نسبت به اهلی کردن هیچ کس مسئول نیست، هر چه گفتند داستان بود! داستان یک کتاب !

ای علی ، گل تو فاطمه بود، دیگر کسی “گل من” ندارد !

ای علی خنجر را از جلو نمیزنند که ببینی و بدانی که خنجر خورده ای، پنهانی در شب تار خنجر می زنند. خیانت می کنند.

ای علی من نمی توانم کسانی را که مانند پرستار بر بالین بیماری حاضر میشوند و شبانه خنجر میزنند و میروند ببخشم.

ای علی من نمی توانم کسانی را که عهد میبندند و میگسلند و با دشمنان می آمیزند ببخشم.

ای علی میخواهم این جماعت مزور را که با ظاهر و باطن اینچنین دم از نگارش نهج البلاغه تو و دادنش به نجف میزنند، از روی زمین پاک کنم.

میدانم

که لایق شیعه بودنت نیستم.

پنج تیر ۹۶
آراسپ

همچنین ببینید

به کوری چشم سودا گران آغوش

چند روزیه که خیلی دلم برات تنگ شده پارسای نازنینم. خیلی شبها خوابت رو می …