خانه » جوانمرد » روایت ششم جوانمرد در روزگار رسول

روایت ششم جوانمرد در روزگار رسول

کسی بود که مدام به حسرت میگفت: کاش زودتر زاده شده بودم. کاش پیامبر را دیده بودم. کاش به خدمت رسول رسیده بودم.

جوانمرد به او گفت: هنوز هم روزگار رسول خداست و هنوز هم عصر پیامبر است. اگر روز را به شب آری و کسی را نیازرده باشی، آن روز تا شب با پیا

مبر زندگی کرده ای. ولی اگر هزار نماز کنی و هزار حج بگزاری  و کسی را بیازاری، نه خدا تو را دوست خواهد داشت و نه پیامبرش، و هیچ طاعت  از تو مقبول حق تبارک تعالی نخواهد بود.

همچنین ببینید

روایت نهم: عرش خدا بر شانه های جوانمرد

جوانمرد گفت: خدایا! نماز می خوانم و روزه میگیرم. حج می روم و زکات می …