خانه » جوانمرد » روایت سوم – جوانمرد جهانمرد است

روایت سوم – جوانمرد جهانمرد است

اکر خاری به پای کسی برود، کسی که آن سوی دنیا زندگی می کند، آن خار به پای جوانمرد فرو رفته است. جوانمرد است که درد میکشد.

اگر سنگی سری را بشکند، اگر خونی در جایی جاری شود، این جوانمرد است که زخمی میشود، این خون جوانمرد است که جاری میشود.

اگر اندوه در دلی بنشیند، اگر دلی بگیرد و بشکند،آن اندوه از آن  جوانمرد می شود و آن دل جوانمرد است که میگیرد و میشکند

جوانمرد گفت: خدایا چرا این همه با خبرم میکنی از هر خار جهان و از هر خون جهان و از اندوهش ، چرا جهان به این بزرگی را در تن کوچک من جا داده ای؟

خدا گفت: جهان را در تو جا داده ام ، زیرا جوانمرد نخواهی شد، مگر آنگه جهانمرد باشی!

همچنین ببینید

روایت نهم: عرش خدا بر شانه های جوانمرد

جوانمرد گفت: خدایا! نماز می خوانم و روزه میگیرم. حج می روم و زکات می …