Home » ادبیات » روانشناسان یاوه گویان ماتریالیست

روانشناسان یاوه گویان ماتریالیست

i-m-not-just-crazy-i-m-a-psychologistوقتی که همسر دوست سابقم برای فوق لیسانس رشته روانشناسی اقدام کرد، خروجی مثبتی در زندگی مشترکشان با دوستم نمی دیدم. هر چه می دیدم سیاهی و تاریکی در زندگی مشترکشان بود. بعد از مدتی متوجه شدم که سرکار خانم در رشته روانشناسی خودش کپسول های فلوکسیتین مصرف می کنند که شادی آور هستند و ضد افسردگی. جالب این است که افراد دیگر برای حل مشکلات خود (حتی خصوصی ترین مشکلات) به مشاوران روانشناس مراجعه میکنند. قبلا چیزی که در عوام شنیده بودم این بود که روانشناسان خودشان روانی هستند به این دلیل که در مخاطبان خودشان یک نوع بیماری دایاگنوز (تشخیص میدهند) می کنند و خودشان را به عنوان عالم علم روانشناسی مبرا از هر نوع بیماری ذهنی می دانند. تصمیم گرفتم مطالعاتی در این زمینه داشته باشم، از تحقیقات در منابع غربی که خود بوجود آورنده روانشناسی هستند شروع کردم و به اولین نتیجه رسیدم:

روانشناسی علم نیست

تعریف قدیمی علم به ارسطو بازمیگردد که علم را مجموعه هایی از آگاهی های قابل اتکا میداند که از لحاظ منطقی قابل توضیح باشد. و این در حالی است که هیچ کدام از پیشبینی های روانشاسان بر پای اصول منطقی قابل اثبات نیست. چون انسان به لحاظ روحی که دارد و پیچیدگی این روح که از خاک تا افلاک قابلیت رشد دارد موجود ثابتی نیست مانند سگ که بگوییم در مکتب Behaviorism آب دهان سگ با دیدن قضا و صدا درآوردن زنگ ترشح می شود و بعد از مدتی با صدای زنگ بدون غذا توسط یک Stimulation یا محرک باز بزاق سگ ترشح میشود. شروع روانشناسی تنها در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم کلید خورده است. بگذارید مقایسه ای داشته باشیم با علوم عقلایی  . قدمت علم ریاضی به بیش از پنج هزار سال پیش بازمیگردد که مهندسان مصری برای ساخت اهرام مصر از جمع و تفریق و هندسه استفاده می کرده اند. بدون شک این علم از قبل از آن زمان هم بوده است  ولی چیزی که بتوان به آن استنداد کرد حداقل به پنج هزار سال پیش باز میگردد.

فلسفه به عنوان یکی از عقلایی ترین علوم : در فلسفه غرب به تالس و ۵۰۰ سال قبل از میلاد باز میگردد، ارسطو و افلاطون حدود ۳۰۰ الی ۴۰۰ سال قبل از میلاد و در فلسفه شرق کنفوسیوس ۵۵۰ سال قبل از میلاد، پس به جرات آغاز ثبت شده علم فلسفه را چیزی بین ۲۵۰۰ تا ۲۷۰۰ سال پیش دانست.

شیمی از آثار کهن به دست آمده در ۵۲۰ سال قبل از میلاد و پس از تسلط ایران بر مصری های باستان واژه شیمی به کیمی و کیمیا در پارسی و خومیا در یونان وارد شد. اوج این علم در ایران بعد از اسلام در آثار اساتیدی مانند زکریا راضی کاشف الکل  و ابن سینا بارز است.

پزشکی ، اولین اطلاعات پزشکی مربوط به مصریان باستان و حدود ۷۰۰۰ هزار سال پیش در متون پاپیروس ادوین اسمیت یافت شده است و اولین عمل جراحی حدود ۲۷۵۰ سال پیش انجام شده است. یعنی در حدود ۵۰۰۰ سال پیش.

فیزیک و نجوم و ستاره شناسی در یک مقوله قرار میگیرند آنها هم به دوران ارسطو و افلاطون و اولین پیش بینی های خسوف و کسوف در در حدود ۲۵۰۰ سال پیش باز می گردد.

علوم نوین مانند فیزیک کوانتوم، الکترونیک، کامپیوتر، فناوری اطلاعات ، هوا فضا، علوم نظامی و ….  به تعریف علم همه نتایجش از نظر عقلی قابل اثبات هستند ولی روانشناسی به هیچ وجه در این مقوله نمی گنجد، البته سایکوتراپی یا روان پزشکی که با دارو شیمیایی اقدام به برطرف کردن مشکلات مغزی افراد میکنند علم مورد تایید می باشد.

شباهت روانشناسی و دین 

بسیاری از مفاهیم اصلی روانشناسان در حوزه اخلاق و جامعه از ادیان به سرقت رفته است. یک مشاور روانشناس مانند یک روحانی و آخوند می باشد و همانطور که یک روحانی می تواند بالای منبر برای چند صد نفر نطق کند ، یک روانشناس هم می تواند یک نسخه از رفتاردرمانی و …. را برای هر کسی که به آنها مراجعه کند بپیچد. خط کشی که در دست روانشناسان می باشد مانند چاقوی جراحی پزشکان نیست که درد را تشخیص درست دهد و غده سرطانی را خارج کند فقط از ظن خودشان بالای منبر می روند و سخن می رانند.

تفاوت روانشناسی با دین

اگر علوم عقلایی مانند فلسفه و منطق را از دین جدا در نظر بگیریم و مراد از دین همین نصیحت و امر و نهی کردن های اخلاقی باشد که آقایان روحانیون بالای منبر انجام می دهند تنها تفاوتی که با روانشناسی می توانیم برای آن در نظر بگیریم ماهیت آن است. روانشناسان از تکنیک های شادابی و خوشی برای تولید انرژی مثبت و زدودن انرژی منفی در دنیای فیزیکی میگویند ولی روحانیون هدفشان متعالی تر است و تخریب دنیای مادی را به بهای به دست آوردن زندگی ابدی بهتر ترجیح می دهند و این راز برتری دین به روانشناسی که دیدگاه ماتریالیستی دارد می باشد.

همچنین در حکمت ایرانی و عرفان شرقی، درد مقدس است. هجران مقدس است به قول مولانا:

آب کم جو تشنگی آور بدست

تا بجوشد آب از بالا و پست

تا نزاید طفلک نازک گلو

کی روان گردد ز پستان شیر او

رو بدین بالا و پستیها بدو

تا شوی تشنه و حرارت را گرو

یا در بیتی که مولانا سردرگمی و درد کشیدن در یافتن حقیقت را به آرامش و خفتگی دنیایی ترجیح می دهد:

دوست دارد یار این آشفتگی

کوشش بیهوده به از خفتگی

یا در رباعی که میگوید:

من درد ترا ز دست آسان ندهم

دل بر نکنم ز دوست تا جان ندهم

از دوست به یادگار دردی دارم

کان درد به صد هزار درمان ندهم

پس در حکمت ایرانی اسلامی راه خلاص شدن از آلام و دردهای دنیایی ، غرق شدن در درد است تا آگاهی از پس درد برون زاید. روانشناسی و این کلماتی که وجود خارجی ندارند مانند انرژی مثبت و منفی در هیچ کدام از احادیث انبیاء و امامان الهی و کتب دینی توصیه نشده است.

بنابراین از نظر من روانشناسان یاوه گویان دنیای فانی و مبلغان مکتب ماتریالیست هستند و کسانی که به آنها رجوع میکنند از روی حمق خود عقل خود را ناکارآمد پنداشته و جادوگرانی به نام روانشناسان مراجعه میکنند تا آنها مانند فال گیران مشتی اراجیف تحویلشان بدهند و شخص به خودش تلقین کند که حالش خوب می شود. آب کم جو تشنگی آور به دست.

تیر ماه نود و پنج

آراسپ کاظمیان

 

همچنین ببینید

ارغوانم ویران است

آفتابا چه خبر؟ این همه راه آمده‌ای که به این خاک غریبی برسی؟ ارغوانم را …