Home » روزانه » رابطه دروغ ، سادگی و نسیان

رابطه دروغ ، سادگی و نسیان

از وقتی بچه بودم به یاد دارم که می گفتیم دروغگو دشمن خداست. البته آن روزها این معانی را نمی فهمیدیم برخی اوقات کمی به آن حالت ریتم میدادیم و میگفتیم دروغگو سگه ، سگم دشمن خداست. آن روزها اینطور یاد گرفتیم که دروغ نگویم اما نمی دانستیم صداقت چه شمشیر برانی هست که صاحب خودش را هم به هلاکت می دهد.

سالیان سال گذشت تا فهمیدم سگ نه تنها دشمن خدا نیست بلکه از نظر وحدت وجود صدرایی سگ هم جلوه ای از وجود خداست. اما دروغگو چطور؟ وقتی بزرگتر شدم گفتم چطور دروغگو را دشمن خدا میدانیم. در حالی که هیچ چیز به بزرگی خداوند نیست که بخواهد با خدا دشمنی کند حتی شیطان.

تا اینکه در چند سال اخیر به خاطر خواندن فلسفه غرب ، فلسفه صدرایی ، حکمت و اتفاقاتی که بر من رفت می توانم به وضوح درک کنم و  تفسیر کنم آنچه قبلا نمی دانستم.

دروغ کلامی که شخصی به شخص دیگر آشکارا میگوید و بر زبان می راند. دروغ کرداری و رفتاری که سخنی به میان نمی رود ولی رفتار دروغ است مانند پنهان کاری. کاری که فقط از انسان بر می آید. البته حیوانات هم ممکن است که شکار خود را پنهان کنند ولی آن از روی غریزه در تمام گونه حیوانی مشخص وجود دارد. انسان می تواند برخی حقایق را مخفی کند ، البته تنها در دو روز دنیا و قبل از بر افتادن پرده ها و فاش شدن دروغ ها.

اما چرا دروغگو دشمن خداست و چرا دروغ ام الفساد و از صفات رذیله و گناهان کبیره است. نیک که بنگریم دروغ از دو رویی می آید. کسی که خلاف واقع می گوید و عمل میکند در بهترین حالت سخن و عملش دو رو دارد و برخی اوقات که با دروغ سعی در پوشاندن دروغ های دیگر میکند چند رو و چند لایه می شود و دو رویی در دین کفر است. پس دروغگو کافر است. و کسانی که ظاهر و باطن دوگونه دارند هم کافرند و هم مشرک ، حقیقت حق است ، احد است و واحد، شقه کردن حقیقت به دو چیز یعنی شریک آوردن برای حق که آن شریک ناحق است و از این رو شرک هم از دروغ ناشی می شود. همچنین دروغ گویان در زمین نفاق می کنند. یعنی به تو چیزی می گوییند و در عمل طور دیگری عمل می کنند. خدا در آیه شریفه وَ اللَّهُ یشْهَدُ إِنَّ الْمُنافِقِینَ لَکاذِبُونَ شهادت می دهد که منافقان دروغگو هستند. ببینید دروغ چیست که خداوند شهادت می دهد به دروغگویی منافقان و در آیه ای دیگر پایینترین جای جهنم را برای منافقان قرار داده است إِنَّ الْمُنافِقِینَ فِی الدَّرْک الْأَسْفَلِ مِنَ النَّار . آیا از تفسیر این دو آیه چنین بر نمی آید که  کذابان و منافقان در پایین ترین جای دوزخ هستند و برای آنها عذابی دردناک در نظر گرفته شده است.

همچنین در حدیثی از پیامبر نقل است که:

اَلغَیرَهُ مِنَ الایمانِ وَ المِذاءُ مِنَ النِّفاقِ؛

غیرت از ایمان و بی بند و باری از نفاق

و جالب است که ناقص العقل هایی که به علوم دون پایه اشتغال ورزیده ظاهر ناپاکی و ناخالصی برگزیده و با افتخار بر کوس جهل خود می کوبند که ما تغییر کرده ایم ، سخن از حضرت عباس و امام حسین بر زبان های کذاب و ناپاکشان می رانند این مخفی کاران دروغگو ی بی بند و بار.

capture

و اما نسیان و فراموشی

آدمی است و نسیانش ولی در بین این آدمیان برخی از صادقان هستند که عهدی که با خدا بستند را فراموش نکرده اند برخی از آنها به شهادت رسیده اند و برخی دیگر در انتظار شهادتند و هرگز از عهد خود بازنگشته اند. آیه بیست سه سوره احزاب !

این نسیان در برابر سادگی بیان شده بود.

یعنی کسانی سادگی را از یاد برده اند. سادگی را کودکی می فهمد که یک موش پولیشی را به ایستگاه قطار میرساند!  سادگی را کودکی می فهمد که با یک علامت کف دست یا جوجه ماشینی گول میخورد و دون مایگان صداقت کودکانه اش را تیر باران می کنند با دروغ و کذب. سادگی را کودکی می فهمد که در پارک بر روی یک سنگ می نشیند و به راهی می اندیشد که از میان درختان کاج به درختی میرسد که شاخه هایش راه را بند آورده و می اندیشد که چگونه از آنجا رد شود.

و بعد از سالها می بیند که آن شاخه کج آنقدر تنومند شده که دیگر نمی تواند با دستانش آن را برای رد شدن از زیرش بلند نگه دارد.

سادگی را کودکی می فهمد که در خلوت خود سالها بعد هم می رود و بر روی همان سنگ می نشیند و نسیانی ندارد تا کاپشن پر را فراموش کند. هوا سرد است . برای کبوتران و پرندگان ارزن میریزد و برمیگرد.

20151003_191844_night

20151003_194936

سادگی را کودکی میفهمد که بیسکوییت ساقه طلایی اش را بر خاک عشق مینهد و گمان می کند که درختی از عشق در آینده خواهد رست!

سادگی را کودکی میفهمد که قول و قرار آدم بزرگها را در یک دستگاه الکترونیکی و نوشته ای با زمینه قرمز باور میکند چون زیر درخت چنار بوده است.

سادگی را کودکی میفهمد که با یک مشت نخودچی کشمش خر میشود و می رود !

ترحم را باید به حال بزرگانی کرد که سخن از معاش میزنند، ترحم را باید خرج بی بند و بارانی کرد که عیاشی دنیا نسیان عقلی و عشقی برایشان می آورد.

دیگر تمام جوجه ماشینی ها برای آن کودک مرده اند. نسیان یا هشیاری دیگر برایش مهم نیست. دیگر آن کودک دارد بزرگ میشود.

او فانوس است در شبی تار!  لیاقت دیدن جسدش را هم نخواهی داشت.

معجزه ای شاید! معجزه ای …

 

همچنین ببینید

باد

تغییر فصول

نوزدهم مهر ماه ۹۶ است. دیگر شب ها زود تاریک میشوند. همه چیز مانند سال …