خانه » جوانمرد » جوانمرد خندید و جوانمرد چرخید

جوانمرد خندید و جوانمرد چرخید

رو به بالا و رو به پایین نماز می خواند. رو به چپ و رو به راست، به رکوع میرفت. پس به پس و پیش و به زیر و به زبر قنوت می خواند. می چرخید و سلام می داد. می رقصید و به سجده میرفت. 

خدا گفت: چه می کنی با این همه شور با این همه بی پروایی؟ 

میخواهی به دیگران بگویم چه می کنی  تا بیایند و سنگسارت کنند؟ 

جوانمرد گفت: تو نیز میخواهی به دیگران بگویم که چقدر مهربانی و چقدر بخشنده ، تا همه بی پروا طغیان کنند و کسی عبادتت نکند؟ 

– جوانمرد تو چیزی نگو، من هم چیزی نخواهم گفت. 

جوانمرد خندید و جوانمرد چرخید و جوانمرد رقصید.

و نام آن چرخیدن و خندیدن و رقصیدن، نماز شد!

امتیاز به مقاله

امتیاز کاربر: 4.7 ( 1 رای)

همچنین ببینید

جوانمرد خوشنودی خدا را برداشت

بهشتیان در صف ایستاده بودند و نوبت خود را انتظار می کشیدند. دروازه بهشت باز …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.