خانه » جوانمرد » جوانمرد با خون خویش می نویسد

جوانمرد با خون خویش می نویسد

جوان از زمان بیمناک بود، از عبور بی مهابا و شتابناکش. 

میگفت: دست های زمان از طوفان است، می آید و می گذرد و همه چیز را در می نوردد. 

نشان همه چیز را پاک میکند و رد همه چیز را می روبد. 

کاش اما نشانی بود و دری که به هیچ باد و ردی که به هیچ باد و بورانی زدوده نمی شدو هیچ طوفانی را یارای او نبود. 

جوانمرد گفت: بنویس، بنویس، بنویس!

جوان گفت: با چه بنویسم و بر چه بنویسم که بماند؟ 

جوانمرد گفت: بر هر چیز می توان نوشت الا بر آب. اما تو بر آب بنویس. بر آب بنویس و با خون خویش

این یادگاری است که تنها عاشقان و مستان و سوختگان می گذارند. 

و در جهان تنها همین نشان می ماند. 

جوانمرد با خون خویش مینوسد

امتیاز به مقاله

امتیاز کاربر: 4.88 ( 3 رای)

همچنین ببینید

جوانمرد خوشنودی خدا را برداشت

بهشتیان در صف ایستاده بودند و نوبت خود را انتظار می کشیدند. دروازه بهشت باز …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.