خانه » جوانمرد » جوانمرد، پرنده کوچکی در آسمان حیرت
روایت بیست و هشتم

جوانمرد، پرنده کوچکی در آسمان حیرت

کسانی میگفتند: عارف کوه است. کوهی که معرفت خدا را تاب می آورد و کسان دیگر می گفتند: عارف آفتاب است، افتابی که زمین را روشن میکند

جوانمرد آما میگفت: عارف نه کوه است و نه آفتاب، عارف پرنده کوچکی است که در جستجوی دانه از آشیانه جدا شده ، دانه پیدا نکرده و آشیانه اش را هم گم کرده  است. 

عارف در آسمان حیرت بال بال میزند. 

اما آن سیمرغ همین را دوست دارد: پرپر زدن  پرنده ای کوچک را در آسمان حیرت. 

آسمانی حیرانی

امتیاز به مقاله

امتیاز کاربر: 4.25 ( 1 رای)

همچنین ببینید

جوانمرد خوشنودی خدا را برداشت

بهشتیان در صف ایستاده بودند و نوبت خود را انتظار می کشیدند. دروازه بهشت باز …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.