Home » ادبیات » بیا تا جبران محبت های ناکرده کنیم

بیا تا جبران محبت های ناکرده کنیم

چه مدت لازم بوده است
تا کلمۀ عفو
بر زبان جاری شود؟
تا حرکتی اعتماد انگیز
انجام گیرد؟

نبود یک سال کافی مکاتبت از برای عشقی که هرگز ندیده ای؟

بیا تا جبران محبت‌های ناکرده کنیم.
بیا آغاز کنیم.

آنگونه که آغاز کردیم از پشت شیشه های رفلکس یک رفته !

بیا آغاز کنیم.

ساقه طلایی ها بر خاک فرونشسته اند بی آنکه برداشت شوند.

فرصتی گران را به دشمن‌خویی
از کف داده‌ایم؛
و کسی نمی‌داند چقدر فرصت باقی است
تا جبران گذشته کنیم.

 

دستم را بگیر!

از پشت این همه غل و زنجیرها که راه ها را بسته اند !

کورسویی نور از مرده فانوسی برمی تابد

و تو میدانستی

هیچ کس تو را به اندازه آن مرده فانوس کهنه دوست نمی تواند داشت …

 

فرصتی گران را به روانکاوی از کف داده ای

و شاعر از تحریف شعرش آگاه نیست.

 

صفاریان رویگری فروختند و خریدی

فرصتی گران را از دست دادیم

آن زمان که آفتابمان از مغرب پایتخت غروب کرد و آن مرگ لحظه بود.

سو نداشت چشمانمان ، چناران را ندید و سبزی نورش را

همدیگر را در هیاهوی وحشی بازار عافیت طلبان گم کردیم.

دستم را بگیر!

تا جبران محبت‌های ناکرده کنیم.

همچنین ببینید

ببار ای ابر بهار

غروب سه شنبه پنجم اردیبهشت نود و پنج است و روز بعثت پیامبر هم می …

۲ نظرات

  1. آراسپ خودت دکلمه اش کن.

    • میکنم ولی نه الان، بابد بارون بیاد،، وسط پاییز هوا ابری همباشه قبلش هم کلی ابوعطا گوش داده باشم، تا تو حال یا به قول لطفی اون آن دستم بیاد، وگرنه صدا هرچقدرم خوب باشه، شعر رو تباه میکنه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.