Home » روزانه » پرسه های بی هدف

پرسه های بی هدف

عشقتو کوچه های و خیابون های استانبول  پرسه میزدم مثل یک آدم غریب از وطن، تازه انتخابات دیکتاتوری ترکیه تموم شده و این شانزدهیمن سال حکومت رجب طیب اردوغان بر این مردم هست. اینها برام مهم نیست. توی بیلبورد یک دفعه یک عکسی دیدم که برای یک ربع بهش خیره مونده بودم. من هیچی از این خط و این شکل و این آدم نمیدونستم، پس چرا به این عکس خیره بودم. رنگ آبی تو قرمز؟ یادمه عاشق رنگ سبز بودم، اما عشق من قرمز بود. رنگ خون ! اصلا عشق باید قرمز باشه. مگه میشه رنگ آبی قاطیش کرد؟  نه نمیشه. 

تو اون یک ربع هزاران چیز تو مغز من اومد و رفت از دو هزار کیلومتر اونورتر! از ده ونک، هوا گرم بود و من داشتم عرق میریختم، یکی از عوارض قرص های فلوکسیتین اینه که آدم دائم عرق میکنه حالا اگه رطوبت گرم هوا بالای ۸۵ درصد باشه دیگه چی میشه، اما تو نفس من خاطرات دیگه ای بود. از سرمای شدید و وفای به عهد سر میدون ده ونک و موهایی که پر از برف شده بود. چقدر لذت بخش بود. نمیدونم شاید اونجا هم یک ربع یا بیست دقیقه یا نیم ساعت وایستاده بودم. برام مهم نیست. 

خاطرات زیادی اومد تو ذهنم از سعد آباد گرفته تا خرگوش های موزه داراباد. یاد بانک ملی لعنتی افتادم و اون نخود چی کیشمیشی که مال پارسا نبود، دونی بود که برای گرفتن کفتر میپاشند. دام بود. فوق لیسانس روانشناسی یادم اومد و نفرت من از این رشته کثیف و کثیف و کثیف ! همه چیز دیگه عوض شده. دروغ گفتن راحت شده، توی یه رابطه بودن راحت شده، نه یه رابطه ، صدها رابطه. با یک گوشی هوشمند خیلی کارها میشه کرد. نمیدونم جواب چه چیزی رو داده بودم، شاید یک بیوگرافی اینستاگرم ولی الان دیدم خوب جواب دادم. بعضی از مردها برعکس گریه میکنن، یعنی اشکها بجای اینکه از چشاشون بریزه بیرون از اون ته میریزه تو قلبشون. میشه مرض! میشه حناق! میشه مرگ !  تقدیر دنیا بر اینه که تو هر جا بری حضور داشته باشه عشق! چه چشمت باز باشه خواهی دید نامش رو، چه کور باشی در نفست خواهی دید روزگار وفا و جفای دوران رو. خدا رو شاکرم که هر چه گفتم کردم و مردانه و صادقانه ماندم تا آخر. دیگر رمقی نیست، اگر هم باشد فایده ای ندارد. هه! کی دستمالی که یه نفر دیگه توش فین کرده دولا میشه و از زمین برمیداره و می ماله به صورتش؟ یه خر هم این کار رو نمیکنه. دیگه حیا رو هم قی کرده ! این است اثار روانشناسی و پدر و مادر شاغل  و بی ریشه و بی هویت. خودش هم هر چه باشد، نتیجه گندیدن است، چون محیط ، محیط گندی است. 

بدرود ای روزهای خوب

 

 

همچنین ببینید

فاجعه جامعه مجازی

فاجعه جامعه مجازی امروز برنامه اینترنتی ایمو رو برای چند دقیقه ریختم روی گوشی و …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.