خانه » ادبیات » ارغوانم ویران است
ارغوانم تنهاست

ارغوانم ویران است

آفتابا چه خبر؟
این همه راه آمده‌ای
که به این خاک غریبی برسی؟

ارغوانم را دیدی سر راه؟
مثل من پیر شده‌ست؟
چه به او گفتی؟ او با تو چه گفت؟
نه، چرا می‌پرسم
ارغوان خاموش است
دیرگاهی‌ست که او خاموش است
آشنایانِ زبانش رفته‌ند
ارغوان ویران است
هردومان ویرانیم.

کلن، شهریور ۱۳۹۶

شعر تازه هوشنگ ابتهاج

همچنین ببینید

از صحبت خلق بی وفایی مانده است

از من رَمَقی به سعی ساقی مانده‌است، وَزْ صحبتِ خلق، بی‌وفایی مانده‌است؛ از بادهٔ دوشین …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.